ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی
سلام رفقا، دلم گرفته است. نمیدانم این یاداشت را چگونه شروع کنم، این روزهای کند با دخالت کسانی که سینما نمیفهمم ملال آور شده است. حاضرم در این هوای آلوده این روزهای تهران سرم را تو لوله اگزوز خاور بکنم اما این روزهای ننگین سینمای ایران را نبینم. سه نشبه مجالی دست داد تا سه فیلم روی اکران سینماها را ببنیم. هر سه فیلم را صمیمانه و از ته قلب دوست داشتم. مخصوصا فیلم جیرانی را که عالی بود. همه چیز فیلم جیرانی را دوست داشتم اما بازی فرهاد اصلانیو پانته آ بهرام بینظیر بود. بعد از اتمام فیلم دقایقی همه چیز را در ذهنم مرور کردم اما بازی اصلانی و سکانس فینال دادگاه یا زمانی که با باران کوثری در سکانس فینال رو به رو میشود و به زمین میخورد عالی بود. یا سکانس گریه پانته ا در توالت عالی بود.نمیدانم چه چیز فیلم جیرانی برخیها را اذیت کرده. قضیه شراب خواری در سینما و تلویزیون ایران چیز تازهای نیست. هزاران فیلم را میتوان نام برد که در ان شراب خواری وجود داشته. سکانس شروع یک فیلم اسب حیوان نجیبی است، مرگ تدریجی یک رویا، پارک وی و .... هزاران فیلم و سریال دیگر. تازه فیلم جیرانی نشان میدهد همه این آدمها شراب خوار به نوعی گناهکار هستند و بعد از خوردن همین زهر ماری بلا سرشان میاید.
البته فیلم جیرانی خالی از ضعف هم نیست اما به من عاشق سینما حداقل این را میفهماند که به پدر و مادر بیشتر احترام بگذارم. انقدر زندگی را پوچ نبینیم، برای زندگی تصمیم بگیرم، فرزند خود را خوب تربیت کنم و هزاران نکته که سرمشق زندگی ام میشود، افسار گسیخنگی طبقه مرفح جامعه باعث اعدام میشود، عدم اطمینان به افراد باعث کارهای بد میشود، میشود با حرف همه چیز را حل کرد اما کو گوش شنوا، با کسی دعوا ندارم اما من مادر هستم بهترین فیلم جیرانی است. از نظر نگارنده با این برخی راکورد صحنه حفظ نشده و بازی امیر حسین آرمان توی ذوقم میزند اما در هر کار جیرانی اشتراکاتی را میبینم که یک یادآوری به من عاشق سینما است، با دیدن خون یا قرمز میافتم، در هر فیلم جیرانی مشرقی را میبینم که مظلوم است. آدمهای روانپریش در فیلم جیرانی همیشه وجود دارد، اما اینجا فیلمنامه خیلی پر و پر و پیمان است، بعضی وقتها گولت میزند، روابط خوب چیده شده، فیلم حس دارد، در من احساس انزجار میکند، بازیهای قوی است، فیلم پوست کلفت است و من را سر شوق میآورد دلیل این همه دعوا را نمیفهمم. با کسی هم بحثی ندارم اما جیرانی از نظر من به پختگی رسیده است.
در مورد فیلم جیرانی حرف بیشتر دارم اما شب سه شنبه در ماه اول ازدواج با همسرم به سینما راگا رفتم تا فیلم زندگی خصوصی آقا یا خانم میم را ببنیم، بی شک فرم فیلم را دوست داشتم همه چیز سر جایش بود یک فرخ نژاد همیشه شاداب و یک کرامتی متفاوت اما با تعجب آقای حاتمی کیا را در نقش مردی چشم چران دیدم آقای حاتم کیا شما چرا؟ شما تا چند وقت پیش دم از آژانش میزدید، از ناگفتههای مردان جنگ میگفتید، شاعر سینمای جنگ بودی، به عباسا مهربان بودید بعد از آن چه شد؟
در دعوت که حال همه را گرفتید، سوقات کربلا، صدق جنین که اصلا به سایز شما نمیخورد، بعد از آن در جشنواره مورد هجمه واقع شدید، گزارش یک جشن ساختید و اهالی رسانه کلی به شما دری و ری گفتند، یاد پیر مرد آژانس افتادم که میگفت ترسم نرسی به کعبه ای اعرابی / این ره که تو میروی به ترکستان است. همه اینها هیچ، به اصغر فرهادی حمله کردید، فیلم تلخ است، آقا رضا دمت گرم با یه حپه قندت کام ما را شیرین کردی بهتر از در صف سفارت خروس نشان باشیم.
مرد حسابی اون اسکار گرفت تو چیکار کردی، تو که فیلم به فیلم بدتر می شوی چه حرفی برای گفتن داری، از این توهین هم گذشتم، بازی در مرد چشم چران دیگر چیست، اصلا شما بازیگر هستید که جلوی دوربین میروید و روح فیلم را میگیرد، جای بسی تعجب است، نمیدانم سرنوشت چمران چه خواهد شد اما با این دعواها راه به جایی نخواهید برد، خلایق هر چه لایق.
عصبانیام خیلی نمیدانم چه بگویم وارونگی را سه شنبه دیدم، چمان نافذ و هیز مردی که هر روز پسرفت میکند و اگر پایش به جشنواره برسد شاید اتفاقات خوشایندی نیفتند. من که با این آقا دیگر کاری ندارم، بره به درک.
میگفتند آدمها تغییر میکنند من که باور نمیکردم اما حالا دیدم، با چشمان خودم دیدم به ما ربطی ندارد. سینه چاکان فرهادی همیشه مظلوم هستند، سربه زیر، مثل فیلمها مظلوم و در آخر برنده هزاران جایزه اما این آقا وقاحت رو به حد اعلا رسانده است.
ول کن عیسی به دین خود و موسی به دین خود، اگر عمری باشد در جشنواره چمران را هم نخواهم دید. بروید فکری به حال خود کنید. قسم حضرت عباس را باور کنیم یا دم خروس را. ما با عباسا مهربان هستیم شما که به کلی گذشته را فراموش کردید.
در مورد فیلم حجازی، جسارت، شهامت میشود مثل فیلم جیرانی حضاران بار حرف زد اما قبول کردن این آقا برای بازی در این نقش جای بسی شگفتی دارد.
فیلم کاهانی هم راستای سایر آثار اوست، به نظرمن او فیلم به فیلم پخته تر میشود. به کمال میرسد و دوست دارم این روند همچنان ادامه داشته باشد، بازی متقاوت پانتها بهرام را خیلی دوست داشتم، یک میزانسن کوچک این همه موضوع خوب، بازی متفاوت نگار جواهریان و همه همه نشان از پختگی کارگردان جوانی دارد که هیچ و بیست است.
خلاصه سه فیلم را منهای یک آقای به نسبت محترم دوست داشتم به امید آن روزی که سینمای ایران از دست دشمنان محفوظتر از همیشه باشد. سینما مرد پاک میخواهد نه انسان مزحرف.آقای حاتمی کیا بروید فکری به حال خود کنید.
من سعید مهرپور