«راه آبی ابریشم»؛ فیلمی قابل دفاع به لحاظ تکنیک
«شهرام خرازیها» منتقد سینما در گفتوگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد فیلم سینمایی «راه آبی ابریشم» ساخته محمد بزرگنیا، اظهار داشت: قرن چهارم هجری: «شاذان بن یوسف» (بهرام رادان) محصل رشته نجوم دارالعلوم شیراز با «ناخدا سلیمان سیراف» (داریوش ارجمند) و «ناخدا ادریس» (رضا کیانیان) همراه میشود تا شرح نخستین سفر دریایی ایرانیان به چین را بنگارد.
وی در ادامه تاکید کرد: دو کشتی ایران را به مقصد چین ترک میکنند. در مسقط «ادریس کنیز» جوان و ماهوشی به نام «ماهورا» (پگاه آهنگرانی) را از برده فروش «پیری» (عزت الله انتظامی) به قیمت گزاف میخرد.دریانوردان در ادامه به یک کشتی متروک میرسند که در آن اجساد زن و مردی وجود دارد. «ادریس» بیآن که به وصال ماهورا برسد در جریان حمله بومیان به کشتیها کشته میشود. دریانوردان در میانه راه وارد جزایر دیباجات میشوند. «مرداس» (پیام دهکردی)- دستیار «ادریس»، دل به «ماهورا» میبازد اما «ماهورا» به عقد شاذان در میآید. «ناخدا سلیمان» در یکی از جزایر بین راه کشته میشود. ذخیره آب و غذا ته میکشد.دریانوردان به جان هم میافتند و...سرانجام پس از هفت ماه «شاذان» و همسفرانش به مقصد، بندر خانفو در چین میرسند.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: بزرگ ترین نقطه ضعف بیگ پروداکشن سازی در سینمای ایران عدم بهرهمندی از یک فیلمنامه استاندارد و مناسب است.همیشه کلی وقت و هزینه صرف فیلم میکنیم اما به فیلمنامه آنچنانکه باید و شاید اهمیت نمی دهیم.
خرازیها تصریح کرد: فیلم سینمایی «راه آبی ابریشم» به عنوان یک بیگ پروداکشن وطنی از این امر مستثنی نیست. فیلم آشکارا از ناحیه فیلمنامه لطمات فراوانی خورده است. خط روایی اصلی فیلم یک سفر دریایی است که نقطه شروع و پایان مشخصی دارد. حد فاصل این دو نقطه را داستانکهایی تقریبا مستقل پر کردهاند.
نویسنده ماهنامه سینما- خانواده در ادامه بیان داشت: یکی از مشکلات اصلی فیلم همین استقلال داستانکها و منفک بودن شان از یکدیگر است.اپیزودهای مختلف فیلم پیوند دراماتیک با یکدیگر برقرار نمیکنند و هر یک ساز خود را میزنند بگونه ای که جای برخی اپیزودها را میتوان با هم عوض کرد بی آنکه استراکچر داستان در هم ریزد! تنوع نشأت گرفته از پراکندگی مضمونهای فرعی زمانی برای یک فیلم و سناریو امتیاز محسوب میگردد که پیوند محکم و قابل قبولی بین این مضامین برقرار گردد.این اتفاق در «راه آبی ابریشم» نیفتاده و فیلم فاقد انسجام است.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در ادامه اظهار داشت: برای رخدادها و حوادث مقدمه چینی لازم صورت نمیگیرد فی المثل عشق «مرداس» به «ماهورا» و ازدواج شاذان با ماهورا به سرعت و بدون پیش زمینه کافی اتفاق میافتد. شخصیت ها از حد تیپ فراتر نمیروند و عمق ندارند. وی در ادامه به فارس، گفت: کاراکترها در ظاهر ایرانی هستند اما در عمل میتوانند به کشوری دیگر تعلق داشته باشند فی المثل اگر همه دریانوردان عرب و یا هندی بودند در اصل قضیه چه تفاوتی به وجود میآمد؟ لباسهایی که «شاذان» و «ماهوا» در شب عروسی بر تن دارند و شیوه اجرای مراسم ازدواج شان هیچ نسبتی با فرهنگ ایرانی ندارد!؟ قصه حشو و زوائد زیاد دارد. فیلم و فیلمنامه از پرداختی فانتزیک برخوردارند بگونه ای که در برخی اپیزودها «راه آبی ابریشم» از تاریخ فاصله گرفته و به افسانه میپیوندد.
خرازیها ادامه داد: فیلم سینمایی «راه آبی ابریشم» بشدت وابسته به کلیشههای فیلمهایی با سوژه سفر دریایی مثلا «شورش در کشتی بونتی» (لوئیس مایلستون - 1962) است. مضامینی همچون شورش دریانوردان، حمله به مسافران کشتی، اتمام ذخیره آب آشامیدنی، فرار از جزیره ، مقابله با طوفان از جمله این کلیشهها هستند.
این منتقد در ادامه افزود: «محمد بزرگ نیا» در«راه آبی ابریشم» آشکارا تحت تأثیر فیلمها و سریالهایی است که بر مبنای سفرنامه مارکوپولو – جهانگرد ایتالیایی – ساخته شدهاند و بیشتر از همه از مجموعه «مارکوپولو»(جولیانو مونتالدو) محصول تلویزیون ایتالیا الگو گرفته و در مواردی حتی کپی برداری کرده است.
وی همچنین گفت: «بهرام رادان» در نقش مارکوپولوی ایرانی عینا مثل «کن مارشال» بازیگر اصلی آن سریال گریم شده است.نریشنها (گفتار روی متن) کمک چندانی به مخاطب نمیکنند.برخی از نریشنها توضیح واضحاتاند و برخی هم قصه را پیشاپیش لو میدهند.نیم ساعت پس از شروع فیلم کارگردان بی هیچ منطقی به استفاده از گفتار روی متن روی میآورد در حالی که قاعدتا باید این ترفند را از همان فصل مقدمه و دقایق آغازین بکار میبست.
این منتقد در ادامه اظهار داشت: «راه آبی ابریشم» از نظر تکنیکی یکی از فیلمهای قابل دفاع سینمای ایران است.سکانسهای طوفان و گردباد کاملا باورپذیر از آب در آمدهاند.مهارت و تسلط گروه فیلمبرداری در اپیزود جزایر دیباجات و پرده آخر فیلم در بندر خانفو چین کاملا محسوس است.علی رغم تکنیک برتر پارهای از سکانسها اجرای ضعیفی دارند مثلا به نظر میرسد نبردهای تن به تن و شمشیربازیها سردستی، با شتاب و بزن در رویی اجرا و با یک برداشت گرفته شدهاند. آنچه که بر پرده نقش میبندد هر چند در برخی سکانسها تداعی گر یک بازی کامپیوتری هیجان انگیز و در پارهای از فصول شبیه یک کلیپ فانتزیک است اما من حیث المجموع در حد و اندازههای سینمای ایران اثری است بشدت تکنیکال.
«شهرام خرازیها» در پایان این گفتوگو خاطرنشان کرد: حسن کار «محمد بزرگ نیا» در«راه آبی ابریشم» این بوده که از شعار پراکنی و ارسال پیامهای آموزنده و اخلاقی عامدانه دوری جسته و تمام سعی خود را کرده تا به دور از مصلحت جوئیهای رایج اثری سرگرم کننده بیافریند.
وی در ادامه تاکید کرد: دو کشتی ایران را به مقصد چین ترک میکنند. در مسقط «ادریس کنیز» جوان و ماهوشی به نام «ماهورا» (پگاه آهنگرانی) را از برده فروش «پیری» (عزت الله انتظامی) به قیمت گزاف میخرد.دریانوردان در ادامه به یک کشتی متروک میرسند که در آن اجساد زن و مردی وجود دارد. «ادریس» بیآن که به وصال ماهورا برسد در جریان حمله بومیان به کشتیها کشته میشود. دریانوردان در میانه راه وارد جزایر دیباجات میشوند. «مرداس» (پیام دهکردی)- دستیار «ادریس»، دل به «ماهورا» میبازد اما «ماهورا» به عقد شاذان در میآید. «ناخدا سلیمان» در یکی از جزایر بین راه کشته میشود. ذخیره آب و غذا ته میکشد.دریانوردان به جان هم میافتند و...سرانجام پس از هفت ماه «شاذان» و همسفرانش به مقصد، بندر خانفو در چین میرسند.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: بزرگ ترین نقطه ضعف بیگ پروداکشن سازی در سینمای ایران عدم بهرهمندی از یک فیلمنامه استاندارد و مناسب است.همیشه کلی وقت و هزینه صرف فیلم میکنیم اما به فیلمنامه آنچنانکه باید و شاید اهمیت نمی دهیم.
خرازیها تصریح کرد: فیلم سینمایی «راه آبی ابریشم» به عنوان یک بیگ پروداکشن وطنی از این امر مستثنی نیست. فیلم آشکارا از ناحیه فیلمنامه لطمات فراوانی خورده است. خط روایی اصلی فیلم یک سفر دریایی است که نقطه شروع و پایان مشخصی دارد. حد فاصل این دو نقطه را داستانکهایی تقریبا مستقل پر کردهاند.
نویسنده ماهنامه سینما- خانواده در ادامه بیان داشت: یکی از مشکلات اصلی فیلم همین استقلال داستانکها و منفک بودن شان از یکدیگر است.اپیزودهای مختلف فیلم پیوند دراماتیک با یکدیگر برقرار نمیکنند و هر یک ساز خود را میزنند بگونه ای که جای برخی اپیزودها را میتوان با هم عوض کرد بی آنکه استراکچر داستان در هم ریزد! تنوع نشأت گرفته از پراکندگی مضمونهای فرعی زمانی برای یک فیلم و سناریو امتیاز محسوب میگردد که پیوند محکم و قابل قبولی بین این مضامین برقرار گردد.این اتفاق در «راه آبی ابریشم» نیفتاده و فیلم فاقد انسجام است.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در ادامه اظهار داشت: برای رخدادها و حوادث مقدمه چینی لازم صورت نمیگیرد فی المثل عشق «مرداس» به «ماهورا» و ازدواج شاذان با ماهورا به سرعت و بدون پیش زمینه کافی اتفاق میافتد. شخصیت ها از حد تیپ فراتر نمیروند و عمق ندارند. وی در ادامه به فارس، گفت: کاراکترها در ظاهر ایرانی هستند اما در عمل میتوانند به کشوری دیگر تعلق داشته باشند فی المثل اگر همه دریانوردان عرب و یا هندی بودند در اصل قضیه چه تفاوتی به وجود میآمد؟ لباسهایی که «شاذان» و «ماهوا» در شب عروسی بر تن دارند و شیوه اجرای مراسم ازدواج شان هیچ نسبتی با فرهنگ ایرانی ندارد!؟ قصه حشو و زوائد زیاد دارد. فیلم و فیلمنامه از پرداختی فانتزیک برخوردارند بگونه ای که در برخی اپیزودها «راه آبی ابریشم» از تاریخ فاصله گرفته و به افسانه میپیوندد.
خرازیها ادامه داد: فیلم سینمایی «راه آبی ابریشم» بشدت وابسته به کلیشههای فیلمهایی با سوژه سفر دریایی مثلا «شورش در کشتی بونتی» (لوئیس مایلستون - 1962) است. مضامینی همچون شورش دریانوردان، حمله به مسافران کشتی، اتمام ذخیره آب آشامیدنی، فرار از جزیره ، مقابله با طوفان از جمله این کلیشهها هستند.
این منتقد در ادامه افزود: «محمد بزرگ نیا» در«راه آبی ابریشم» آشکارا تحت تأثیر فیلمها و سریالهایی است که بر مبنای سفرنامه مارکوپولو – جهانگرد ایتالیایی – ساخته شدهاند و بیشتر از همه از مجموعه «مارکوپولو»(جولیانو مونتالدو) محصول تلویزیون ایتالیا الگو گرفته و در مواردی حتی کپی برداری کرده است.
وی همچنین گفت: «بهرام رادان» در نقش مارکوپولوی ایرانی عینا مثل «کن مارشال» بازیگر اصلی آن سریال گریم شده است.نریشنها (گفتار روی متن) کمک چندانی به مخاطب نمیکنند.برخی از نریشنها توضیح واضحاتاند و برخی هم قصه را پیشاپیش لو میدهند.نیم ساعت پس از شروع فیلم کارگردان بی هیچ منطقی به استفاده از گفتار روی متن روی میآورد در حالی که قاعدتا باید این ترفند را از همان فصل مقدمه و دقایق آغازین بکار میبست.
این منتقد در ادامه اظهار داشت: «راه آبی ابریشم» از نظر تکنیکی یکی از فیلمهای قابل دفاع سینمای ایران است.سکانسهای طوفان و گردباد کاملا باورپذیر از آب در آمدهاند.مهارت و تسلط گروه فیلمبرداری در اپیزود جزایر دیباجات و پرده آخر فیلم در بندر خانفو چین کاملا محسوس است.علی رغم تکنیک برتر پارهای از سکانسها اجرای ضعیفی دارند مثلا به نظر میرسد نبردهای تن به تن و شمشیربازیها سردستی، با شتاب و بزن در رویی اجرا و با یک برداشت گرفته شدهاند. آنچه که بر پرده نقش میبندد هر چند در برخی سکانسها تداعی گر یک بازی کامپیوتری هیجان انگیز و در پارهای از فصول شبیه یک کلیپ فانتزیک است اما من حیث المجموع در حد و اندازههای سینمای ایران اثری است بشدت تکنیکال.
«شهرام خرازیها» در پایان این گفتوگو خاطرنشان کرد: حسن کار «محمد بزرگ نیا» در«راه آبی ابریشم» این بوده که از شعار پراکنی و ارسال پیامهای آموزنده و اخلاقی عامدانه دوری جسته و تمام سعی خود را کرده تا به دور از مصلحت جوئیهای رایج اثری سرگرم کننده بیافریند.
+ نوشته شده در سه شنبه دهم آبان ۱۳۹۰ ساعت 8:58 توسط سعید مهر پور
|
من سعید مهرپور