تبليغاتX
سینمای سعید
من با سینما زندگی می کنم
عصر روز گذشته اسامی هیئت داوران بخش سودای سیمرغ سی‌امین جشنواره بین المللی فیلم فجر اعلام شد.
«مجید انتظامی»، «علیرضا رئیسیان»، «جمال شورجه»، «داوود رشیدی»، «ابوالقاسم طالبی»، «احمد‌رضا معتمدی»، «یدالله صمدی»، «داوود میرباقری» و «اسفندیار شهیدی» هیئت داوران جشنواره امسال را تشکیل می‌دهند.

با نگاهی به اسامی هیئت داوران این بخش، جالی خالی یک فیلمنامه‌نویس و یک منتقد به چشم می‌خورد.
هئیت داوران جشنواره در بخش موسیقی «مجید انتظامی» را دارد، در بخش بازیگری «داوود رشیدی» و در بخش فیلمبرداری «اسفندیار شهیدی». این در حالی است که در بخش کارگردانی «علیرضا رئیسیان»، «ابوالقاسم طالبی»، «یدالله صمدی»‌، «داوود میرباقری»، «احمد‌رضا معتمدی» و «جمال شورجه» حضور دارند.
در این میان «جمال شورجه» و «علیرضا رئیسیان» تهیه‌کننده و کارگردان به حساب می‌آیند و می‌توان به نوعی از نبود یک تهیه‌کننده در جمع هیئت داوران چشم‌پوشی کرد.

با توجه به اهمیت فیلمنامه‌نویسی و تاکید شخص معاون امور سینمایی بر این حوزه از فعالیت سینمایی، نبود یک فیلمنامه‌نویس صاحب‌نام در جمع اعضای هیئت داوران می‌تواند نقصی بزرگ بر انتخاب‌های اعضای هیئت داوران باشد.
این در حالی است که سال گذشته «جابر قاسمعلی» به عنوان یک فیلمنامه‌نویس مستقل در جمع هیئت داوران حاضر بود.
همچنین در لیست هیئت داوران امسال جشنواره فیلم فجر جای خالی یک منتقد باسابقه نیز کاملاً احساس می‌شود. منتقدی که با توجه به تخصص خود به آثار حاضر در جشنواره سی‌ام فیلم فجر بنگرد و حرمت نقد هم در این زمینه حفظ شود.
ضمنا در لیست هیئت داوران «جمال شورجه» و «داوود رشیدی» دو نفری هستند که بزرگداشت آن‌ها در مراسم افتتاحیه برگزار می‌شود.

به هر حال اگر از 9 نفر اعضای هیئت داوران جشنواره امسال، متخصص‌های هر حوزه جمع‌ می‌شدند، داوری بخش‌های مختلف راحت‌تر انجام می‌شد تا الان که 6 کارگردان آثار جشنواره سی‌ام را داوری می‌کنند.

-------------------------------
نویسنده: سعید مهرپور
-------------------------------
خبرگزاری فارس: جای خالی فیلمنامه‌نویس و منتقد در جمع هئیت داوران جشنواره
+ نوشته شده در  شنبه هشتم بهمن 1390ساعت 8:38  توسط سعید مهر پور  | 

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، شمارش معکوس برای آغاز سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر آغاز شده است. حالا دیگر صدای پای جشنواره فیلم فجر کم کم به گوش می‌رسد، آغاز رقابتی حساس و نفس‌گیر بین فیلم‌های متقاضی سی‌امین جشنواره فیلم فجر.
سینما در جشنواره رنگ و بوی دیگری به خود می‌گیرد، تماشای فیلم‌ها و گپ‌و گفت پیرامون فیلم‌ها جشنواره را پر رونق می‌کند و برخی فیلم‌ها هم به دلیل داشتن ویژگی‌های مثبت از جمله بازیگری، کارگردانی، استفاده از جلوه‌های ویژه رایانه‌ای و ... مورد استقبال بیشتر اهالی رسانه، منتقدان و مردم قرار می‌گیرند.

با نگاهی به اسامی فیلم‌های متقاضی در سی‌امین جشنواره فیلم فجر، پیش‌بینی می‌شود دوازده فیلم‌ ‌نسبت به سایر فیلم‌ها با استتقبال بیشتری مواجه شوند و حتی برای آن‌ها بازار سیاه نیز راه بیفتد و در اکران نیز با اسقبال بهتری از سوی مخاطبان مواجه شوند.

* بی‌خداحافظی

در میان اسامی فیلم‌ها می‌توان به فیلم سینمایی «بی‌خداحافظی» ساخته احمد امینی اشاره کرد.
فیلمی که به زندگی شخصی «رضا صادقی» خواننده معروف کشور می‌پردازد و خود «رضا صادقی» در کنار «محمد‌رضا فروتن» نیز در آن به ایفای نقش پرداخته است.
از این رو پیش‌بینی می‌شود این فیلم با استقبال خوبی از سوی اهالی رسانه و مردم رو‌به‌رو شود، چرا‌که در سینمای ایران تا‌کنون کمتر فیلمی درباره زندگی خوانندگان ساخته شده است.

* کلاه قرمزی و بچه ننه

از دیگر فیلم‌های که می‌تواند در سی‌امین جشنواره فیلم فجر غوغا به پا کند، «کلاه قرمزی و بچه ننه» ساخته ایرج طهماسب است.
فیلم سینمایی «کلاه قرمزی و پسر خاله» در سال‌های پیشین رکورددار گیشه سینما بوده و حال امسال با نمایش نسخه جدیدی از آن انتظار سانس شلوغی را در سی‌امین جشنواره فیلم فجر خواهیم داشت.
پیش‌بینی می‌شود این فیلم در اکران عمومی نیز با گیشه خوبی همراه شود.

* قلاده‌های طلا

فیلم سینمایی «قلاده‌های طلا» ساخته ابوالقاسم طالبی نیز یکی از دیگر از نمونه این فیلم‌ها به شمار می‌رود.
«قلاده‌های طلا» با در اختیار داشتن سوپراستاران مختلف سینمای ایران و موضوع سیاسی خود می‌تواند در جشنواره فجر کنجکاو‌ برانگیز و شلوغ باشد.

* بوسیدن روی ماه

«بوسیدن روی ماه» آخرین ساخته همایون اسعدیان نیز جزو آثاری به شمار می‌رود که خواهان بسیاری دارد.
این فیلم که به نوعی در ادامه و در راستای «طلا و مس» به شمار می‌رود اما از بازیگران متنوعی برخوردار است، می‌تواند جزو آثار پرمخاطب و جذاب جشنواره باشد، با این تفاوت که فیلمنامه این کار را نیز خود «همایون اسعدیان» به نگارش درآورده است.
حضور «صابر ابر» از دیگر امتیازهای این فیلم محسوب می‌شود.
همایون اسعدیان که فیلم به فیلم پخته‌تر می‌شود، باید دید با «بوسیدن روی ماه» گامی رو به جلو خواهد گذاشت یا خیر؟

* پذیرایی ساده

«مانی حقیقی» امسال در جشنواره فیلم فجر با فیلم سینمایی «پذیرایی ساده» حضور دارد.
او که سال گذشته با بازی در فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع» ساخته رامبد جوان و «آسمان محبوب» ساخته داریوش مهرجویی در جشنواره حضور متفاوتی داشت، حالا در کسوت کارگردان قرار است کار خود را در معرض دید عموم قرار دهد.
حضور «ترانه علیدوستی» یکی از نکات مهم این فیلم به شمار می‌رود.
پیش از این در فرهنگسرای ارسباران، در نشست نقد و بررسی فیلم سینمایی «ورود آقایان ممنوع»، «رامبد جوان» از این فیلم خیلی تعریف کرده است.

* بی‌خود و بی‌جهت

«عبدالرضا کاهانی» که سال گذشته با فیلم سینمایی «اسب حیوان نجیبی است» در جشنواره حضور داشت امسال با فیلم سینمایی «بی‌خود و بی‌جهت» پا به جشنواره گذاشته است.
جهان و جامعه‌ای که «عبدالرضا کاهانی» پیش روی تماشاگر قرار می‌دهد همیشه جای بحث داشته است.
بازیگرانی که در «بی‌خود و بی‌جهت» به ایفای نقش پرداخته‌اند نیز یکی دیگر از عواملی است که این فیلم را به یک فیلم جذاب و دیدنی بدل کرده است.
حالا باید منتظر ماند و دید «عبدالرضا کاهانی» نسبت به سایر آثارش پیشرفت کرده است یا پس رفت!

* ضدگلوله

«مصطفی کیایی» را با فیلم سینمایی «بعد از ظهر سگی سگی» شناختیم، فیلمی که با واکنش مثبت و منفی منتقدان رو به رو شد.
کیایی امسال بعد از چند سال وقفه با فیلم سینمایی «ضد گلوله» به جشنواره فیلم فجر می‌آید.
بازی متفاوت «مهدی هاشمی» و تم اصلی فیلم باعث شده تا این فیلم نیز یکی از کنجاوبرانگیزترین آثار جشنواره به شمار رود.

* گشت ارشاد

«سعید سهیلی» را سال‌ها است که با ساخت آثار متوسط می‌شناسیم. او امسال با «گشت ارشاد» به جشنواره فیلم فجر می‌آید.
همیشه موضوع‌هایی که «سعید سهیلی» انتخاب می‌کند حساس‌برانگیز است.
حضور متفاوت «حمید فرخ‌نژاد» و «پولاد کیمیایی» نیز یکی از عوامل کنجکاوبرانگیز بودن این فیلم به شمار می‌رود، ضمن اینکه موضوع فیلم هم موضوع خاصی است و می‌تواند در جذب مخاطب موثر باشد.

* خوابم می‌آد

«رضا عطاران» همیشه چهره جذاب جشنواره بوده است. او چه در کارگردانی و چه در بازیگری همیشه نوآوری و خلاقیت را در دستور کار خود داشته است.
امسال «رضا عطاران» با «خوابم می‌آد» پا به جشنواره گذاشته است.
فیلمی که با حضور متفاوت «اکبر عبدی» در نقش یک پیرزن، حضور «خداداد عزیزی» بازیکن اسبق تیم ملی فوتبال ایران، استفاده از جلوه‌های ویژه رایانه‌ای و حضور خود «رضا عطاران» و «مریلا زارعی» می‌تواند جزو آثار پربیننده جشنواره باشد.

* نارنجی‌پوش

«داریوش مهرجویی» که سال گذشته با «آسمان محبوب» نمایش ضعیفی داشت، امسال با «نارنجی‌پوش» به جشنواره می‌آید.
فیلمی که از حضور بازیگران متنوعی برخوردار است و موضوع آن می‌تواند تامل‌برانگیز باشد.
باید منتظر ماند و دید «داریوش مهرجویی» با استفاده از انبوه بازیگران سینما چه فیلمی را روی پرده می‌برد. اسم و رسم مهرجویی برای کشاندن مخاطب به سینما کافی است.

* پل‌چوبی

«مهدی کرم‌پور» امسال با «پل چوبی» به جشنواره فیلم فجر می‌آید، او که دو سال پیش با فیلم «طهران، تهران» به جشنواره آمده بود امسال با انبوهی از بازیگران سینما به جشنواره می‌آید.
«پل چوبی» با حضور مهران مدیری، هدیه تهرانی و انبوه بازیگران می‌تواند جزو آثار پرمخاطب جشنواره فیلم فجر باشد.

* تلفن همراه رئیس جمهور

«علی عطشانی» که امسال فیلم «در امتداد شهر» را در اکران عمومی داشت، با فیلم متفاوت «تلفن همراه رئیس جمهور» به جشنواره می‌آید.
این فیلم نیز با حضور متفاوت «مهدی هاشمی» می‌تواند از گزینه‌های پرفروش اکران سال آینده سینماها باشد.

----------------------------------
گزارش از: سعید مهرپور
----------------------------------
+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم بهمن 1390ساعت 14:33  توسط سعید مهر پور  | 

سلام رفقا- سرمست و خوشحالم. شاهکار فرهادی جهانی را حیران کرده است. تا جاده اسکار چند قدم بیشتر نمانده است. چه خوب که سینمای ایران یک پهلوان دارد تا آبرو داری کند. چه خوب که قلب ها تسخیر شده اند. چه خوب که برخی را مات و مبهوت کردیم.

چه خوب که بودیم و دیدم که شاهکار فرهادی- آنجلینا جولی را هم دریبل زد. هنگامی که یکه تاز سینما ایران به انگلیسی صحبت می کرد اشک در چمانم حلقه زده بود.

به راستی چه آرام و آهسته آمد و قله های افتخار را طی کرد. چه شائنیتی داشت پیمان معادی انگار صد سال خارج بوده.

 بوسه بر جایزه نهایت آمال من عاشق سینما بود. برخی هنوز مات هستند و حرفهای صد من یک غاز میزنند. اما ما در این دوران دورویی و دعوا بر سر سینما نفسی کشیدیم.

نوش جانت و گورایی وجودت این همه جایزه امیدوارم باشی و فیلم بسازی و از این همه قیل و غال نجاتمان بدهی. سرفراز باشی و میهمنت را سرفراز کنی. اسکار بگیری و باز هم از انسانیت برای ما صحبت کنی. عاشق بودم و هستم و خواهم ماند.

راستی فیلمت چه دارد که جهانی حیران هستند. به امام حسین من که سیراب و لبریز از عشق هستم . به تاز به تاز و گرمی ده جسم بی قرار باش.

دنیایی را حیران کردی. سرفرازیت را از خداوند خواستارم.

مرور خاطرات و دیدن شاهکارت در جشنواره از یادم نمی رود به دویتانم گفتم که اسکار سال آینده منتظر شاهکار فرهادی باشد. تحقق این ارمان ها دور از دسترس نبود. هزار هزار جان گرامی فدایت.

چقدر با متانت جایزه ربودی و امیدوارم همواره سرافراز باشی و برای میهمنت افتخار بیافرینی.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم دی 1390ساعت 10:13  توسط سعید مهر پور  | 

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، در حالی که تا شروع سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر 17 روز باقی‌مانده، با مروری بر فیلم‌های حاضر در بخش‌های مسابقه سینمای ایران (سودای سیمرغ)، مسابقه فیلم‌های اول (نگاه نو) و فیلم‌های خارج از مسابقه (آیینه سینمای ایران) می‌توان گفت در بخش پرکارترین بازیگر مرد «همایون ارشادی» با شش فیلم، «حمید فرخ‌نژاد»، «محمد‌رضا شریفی‌نیا» و «آتیلا پسیانی» با چهار فیلم و در بخش پرکارترین بازیگر زن، «سحر قریشی» با پنج فیلم و «گوهر خیراندیش»، «نیکی کریمی» و «مهناز افشار» هر کدام با سه فیلم در سی‌امین جشنواره فیلم فجر حضور دارند.

الف) بازیگران مرد

بنابراین گزارش، «همایون ارشادی» با 6 فیلم و «حمید فرخ‌نژاد»، «محمدرضا شریفی‌نیا» و «آتیلا پسیانی» هر کدام با چهار فیلم پرکارترین بازیگران مرد جشنواره سی‌ام به شمار می‌آیند.
فرخ‌نژاد که باید در بخش بهترین بازیگر نقش اول مرد جشنواره ارزیابی شود، امسال با فیلم‌های «گشت‌ ارشاد» (سعید سهیلی)، «روزهای زندگی» (پرویز شیخ‌طادی)، «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی) و «دوباره با من» (روزبه حیدری) حضور دارد.
فرخ‌نژاد سال گذشته با فیلم سینمایی «سفر سرخ» در مقام کارگردان حضور یافت و امسال با این چهار فیلم در نقش‌های متفاوتی ظاهر می‌شود.

«محمدرضا شریفی‌نیا» دیگر بازیگر پرکار جشنواره فجر محسوب می‌شود. او امسال با فیلم‌های «خودزنی» (احمد کاوری)، «پیشونی سفید» (سید جواد هاشمی)، «قلاده‌های طلا» (ابوالقاسم طالبی) و «گیرنده» (مهرداد غفارزاده) در جشنواره حضور دارد، البته با این تفاوت که نقش‌های او کوتاه‌تر از فرخ‌نژاد است و او را باید در بخش بازیگر مکمل مرد گنجاند.
همچنین «آتیلا پسیانی» با فیلم‌های «پل‌چوبی» (مهدی کرم‌پور)، «تلفن همراه
رئیس جمهور» (علی عطشانی)، «زندگی خصوصی» (محمدحسین فرح بخش) و «یه عاشقانه ساده» (سامان مقدم) به جشنواره می‌آید.
نکته قابل توجه دیگر در مورد بازیگران مرد، ایفای نقش «همایون ارشادی» در 6 فیلم است که به دلیل بازی‌های کوتاه ارشادی در فیلم‌ها، می‌بایست نام وی در بخش بهترین بازیگر مکمل مرد به حساب آورده شود.
ارشادی امسال با 6 فیلم «ملکه» (محمد علی باشه‌آهنگر)، «نارنجی‌پوش» (داریوش مهرجویی)، «چک» (کاظم راست‌گفتار)، «بی‌خداحافظی» (احمد امینی)، «یک سطر واقعیت» (علی وزیریان) و «یه عاشقانه ساده» (سامان مقدم) حضور دارد.

از جمله بازیگرانی مردی که با سه فیلم در جشنواره سی‌ام فیلم فجر حضور دارند هم می‌توان به «حامد بهداد»، «صابر ابر»، «امین حیایی»، «فرهاد آئیش»، «نیما شاهرخ‌شاهی»، «مصطفی زمانی»، «افشین هاشمی»، «فرهاد اصلانی» و «هدایت هاشمی» اشاره کرد.
بهداد که سال گذشته با فیلم «جرم» توانست جایزه بهترین نقش مکمل مرد را از آن خود کند، امسال با فیلم‌های «بیتابی ‌بیتا» (مهرداد فرید)، ‌«بیداری» (فرزاد موتمن) و «نارنجی‌پوش» (داریوش مهرجویی) حضور دارد.
«صابر ابر» هم که سال گذشته نمایش متفاوتی با فیلم سینمایی «اینجا بدون من» (بهرام توکلی) داشت، امسال با فیلم‌های «برف روی کاج‌ها» (پیمان معادی)، «بوسیدن روی ماه» (همایون اسعدیان) و «پذیرایی ساده» (مانی حقیقی) متفاوت پا به جشنواره می‌گذارد.
همچنین «فرهاد آئیش» بعد از سال‌ها دوری از جشنواره فیلم فجر، امسال با فیلم‌های «چک» (کاظم راست‌گفتار)، «بچگیتو فراموش نکن» (جلال فاطمی) و «یه عاشقانه ساده» (سامان مقدم) به ایفای نقش پرداخته است.
«امین حیایی» هم امسال قرار است با فیلم‌های «پیشونی سفید» (سید جواد هاشمی)، «خودزنی» (احمد کاوری) و «قلاده‌های طلا» (ابوالقاسم طالبی) در سه فیلم متفاوت با سه ژانر متفاوت در جشنواره سی‌ام فجر ظاهر شود.
شاهرخ‌شاهی هم امسال با فیلم‌های «خودزنی» (احمد کاوری)، «گیرنده» (مهرداد غفارزاده) و «تلفن همراه رئیس جمهور» (علی عطشانی) به جشنواره سی‌ام پا می‌گذارد.
«هدایت هاشمی» که سال گذشته با «یه حبه قند» (رضا میرکریمی) و «گلچهره» (وحید موسائیان) به جشنواره بیست و نهم فیلم فجر آمده بود، امسال قرار است با فیلم‌هایی چون «شیر تو شیر» (ابراهیم فروزش)، «آزمایشگاه» (حمید امجد) و «میگرن» (مانلی شجاعی‌فرد) به جشنواره سی‌ام فیلم فجر بیاید.
همچنین «مصطفی زمانی» نیز با فیلم‌های «من همسرش هستم» (مصطفی شایسته)، «ملکه» (محمد‌علی باشه‌آهنگر) و «یه عاشقانه ساده» (سامان مقدم) در جشنواره سی‌ام فیلم فجر حضور دارد.
«فرهاد اصلانی» هم که سال گذشته با نقش یک روحانی در «یه حبه قند» حضور داشت، امسال با فیلم‌های «خرس» (خسرو معصومی)، «زندگی خصوصی» (محمد‌حسین فرح‌بخش) و «پل چوبی» (مهدی کرم‌پور) به جشنواره فیلم فجر می‌آید.
همچنین «افشین هاشمی» که سال گذشته او را با نقشی متفاوت در «گلچهره» (وحید موسائیان) دیدیم، امسال قرار است با فیلم‌های «بی‌خداحافظی» (احمد امینی)، «میگرن» (مانلی شجاعی‌فرد) و «آزمایشگاه» (حمید امجد) به جشنواره فیلم فجر بیاید.

برپایه این گزارش، در میان بازیگرانی که دو فیلم در جشنواره فجر دارند، اسامی «مهدی هاشمی»، «پرویز پرستویی»، «رضا کیانیان»، «احمد مهران‌فر»، «بابک حمیدیان»، «رضا عطاران»، «اکبر عبدی»، «میلاد کی‌مرام»، «مهران رجبی»، «احمد نجفی» و «هومن برق‌نورد»، «شهاب حسینی»، «رضا رویگری» و «حمید‌رضا پگاه» دیده می‌شود.

«مهدی هاشمی» که سال گذشته توانست سیمرغ بلورین بهترین مرد جشنواره را برای فیلم‌های «آلزایمر» و «آقا یوسف» از آن خود کند، امسال با فیلم‌های «ضد گلوله» (مصطفی کیایی) و «تلفن همراه رئیس جمهور» (علی عطشانی) در جشنواره حضور دارد.
همچنین «پرویز پرستویی» که سال گذشته با «سیزده ۵۹» (سامان سالور) دوباره درخشید، امسال قرار است با فیلم‌های «من و زیبا» (فریدون حسن‌پور) و «خرس» (خسرو معصومی) حضوری متفاوت در جشنواره فیلم فجر داشته باشد.
«احمد مهران‌فر» هم که سال گذشته با فیلم «اسب حیوان نجیبی است» (عبدالرضا کاهانی) در جشنواره حضور داشت، امسال با فیلم‌های «بی‌خود و بی‌جهت» (عبدالرضا کاهانی) و «یه عاشقانه ساده» (سامان مقدم) به جشنواره می‌آید.
همچنین «بابک حمیدیان» با دو فیلم «پنهان» (مهدی رحمانی) و ‌«بغض» (رضا درمیشیان) در جشنواره حضور دارد.
«رضا عطاران» هم که سال گذشته با «اسب حیوان نجیبی است» (عبدالرضا کاهانی) و «اخلاقتو خوب کن» (مسعود اطیابی) نمایشی متفاوت داشت، امسال با فیلم‌های «رضا هرگز نمی‌خوابد» - که خود کارگردانی آن را به عهده دارد - و فیلم سینمایی «بی‌خود و بی‌جهت» (عبدالرضا کاهانی) در جشنواره حضور خواهد داشت.
همچنین «اکبر عبدی» کمدین قدیمی سینمای ایران با فیلم‌های «رضا هرگز نمی‌خوابد» (رضا عطاران) و «تلفن همراه رئیس جمهور» (علی عطشانی) در سی‌امین فجر حضور دارد.
«رضا ناجی» نیز با فیلم‌های «من و زیبا» (فریدون حسن‌پور) و «یک سطر واقعیت» (علی وزیریان) در جشنواره حضور می‌یابد.
«میلاد کی‌مرام» و «هومن برق‌نورد» هم امسال در دو فیلم مشترک «ملکه» (محمد علی باشه‌آهنگر) و «اینجا شهر دیگری است» (احمد‌رضا گرشاسبی) حضور می‌یابند.
«مهران رجبی» هم با دو فیلم «دوازده صندلی» (اسماعیل براری» و «بچگیتو فراموش نکن» (جلال فاطمی) در جشنواره حضور دارد.
«رضا کیانیان» هم امسال با دو فیلم «آزمایشگاه» (حمید امجد) و «میگرن» (مانلی شجاعی‌فرد»‌پا به سی‌امین فجر می‌گذارد.
احمد نجفی هم با دو فیلم «فیلادلفی» (سیدمجتبی اسدی‌پور و اسماعیل رحیم‌زاده) و «دوازده صندلی» (اسماعیل براری) به سی‌امین جشنواره فیلم فجر می‌آید.
همچنین شهاب حسینی امسال با دو فیلم «من و زیبا» (فریدون حسن‌پور) و «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» (منوچهر هادی) به جشنواره می‌آید.
حمید رضا پگاه هم امسال با فیلم‌های «قلاده‌های طلا» (ابوالقاسم طالبی) و «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» به جشنواره می‌آید.
همچنین «رضا رویگری» نیز با فیلم‌های «شور شیرین» (جواد اردکانی) و «تنها صداست که می‌ماند» (سعید چاری) حضور دارد.

برپایه این گزارش، در میان بازیگران مرد سی‌امین جشنواره فیلم فجر که تنها در یک فیلم به ایفای نقش پرداخته‌اند، می‌توان به «جمشید مشایخی» (چک)،‌ «سعید راد» (گیرنده)، «فریبرز عرب‌نیا» (پنهان)، «مهران مدیری» (پل چوبی)،‌ «علیرضا خمسه» (سلام بر فرشتگان)، «حسین یاری» (یک سطر واقعیت)، «داود رشیدی» (اکباتان)، «سعید پورصمیمی»‌ (بوسیدن روی ماه)،‌«محمد‌رضا فروتن» (بی‌خداحافظی)، «پژمان بازغی» (اینجا شهر دیگری است)، «رامبد جوان» (آزمایشگاه)، «بهرام رادان» (پل چوبی)، «خداداد عزیزی» (رضا هرگز نمی‌خوابد) و ... اشاره کرد.

ب) بازیگران زن

به گزارش فارس، در بخش پرکارترین بازیگر زن سی‌امین جشنواره فیلم فجر نام چهره جدیدی به چشم می‌خورد. «سحر قریشی» امسال با پنج فیلم «محرمانه تهران» (مهدی فیوضی)، «گشت ارشاد» (سعید سهیلی)، «دوباره با هم» (روزبه حیدری)، «اکباتان» (مهرشاد کارخانی) و «همه چی آرومه» (مصطفی منصوریار) در سی‌امین جشنواره فیلم فجر حضور دارد. البته مشخص نیست قریشی در این فیلم‌ها در نقش‌های کوتاه ظاهر شده یا نقش‌های بلند ولی به هر حال حضور او در این پنج فیلم نوید فصل جدیدی از حضور او در سینمای ایران را می‌دهد.

در این بخش «گوهر خیراندیش»، «مهناز افشار» و «نیکی کریمی» هم هر‌کدام با سه فیلم در جشنواره حضور دارند.
«گوهر خیراندیش» امسال با سه فیلم «میگرن» (مانلی‌شجاعی‌فر)، «پیشونی سفید» (سید جواد هاشمی) و «روئیدن در باد» (رهبر قنبری) به جشنواره می‌آید.
«مهناز افشار» که سال گذشته توانست سیمرغ بلورین بهترین بازیگر مکمل زن را برای فیلم «سعادت‌آباد» (مازیار میری) از آن خود کند، امسال با فیلم‌های «برف روی کاج‌ها» (مانی حقیقی)، «پل چوبی» (مهدی کرم‌پور) و «یه عاشقانه ساده» (سامان مقدم) در جشنواره حضور دارد.
همچنین «نیکی کریمی» که سال گذشته با «سوت پایان» به عنوان کارگردان و بازیگر در جشنواره حضور داشت، امسال با فیلم‌های «بیداری» (فرزاد موتمن)، «تلفن همراه رئیس جمهور» (علی عطشانی)، «من همسرش هستم» (مصطفی شایسته) در سه ژانر مختلف به جشنواره سی‌ام فجر می‌آید.

بر پایه این گزارش، در میان بازیگران زن که با دو فیلم در جشنواره حضور دارند می‌توان به «ویشکا آسایش»، «مهراوه شریفی‌نیا»، «هانیه توسلی»، «شیرین یزدان‌بخش»، «میترا حجار»، «باران کوثری»، «مریلا زارعی»، «لیلا حاتمی»، «لعیا زنگنه»، «پانته‌آ بهرام»، «پریوش نظریه» و «هنگامه قاضیانی» اشاره کرد.
بنابراین گزارش، «ویشکا آسایش» که سال گذشته با فیلم «ورود آقایان ممنوع» (رامبد جوان) توانست سیمرغ بلورین بهترین نقش اول جشنواره را از آن خود کند، امسال با فیلم‌های «برف روی کاج‌ها» (پیمان معادی) و «رضا هرگز نمی‌خوابد» (رضا عطاران) پا به جشنواره می‌گذارد.
«هنگامه قاضیانی» هم امسال با دو فیلم «میگرن» (مانلی شجاعی‌فرد) و «روزهای زندگی» (پرویز شیخ‌طادی) به جشنواره می‌آید.
همچنین «مریلا زارعی» نیز در دو فیلم «رضا هرگز نمی‌خوابد» (رضا عطاران) و «خرس» (خسرو معصومی) حضوری متفاوت دارد.
«شیرین یزدان‌بخش» نیز با فیلم‌های «بوسیدن روی ماه» (همایون اسعدیان) و «برف روی کاج‌ها» (پیمان معادی) به جشنواره فیلم فجر می‌آید.
«باران کوثری» هم که سال گذشته در فیلم «اسب حیوان نجیبی است» نمایشی متفاوت داشت، امسال قرار است با فیلم‌های «بغض» (رضا درمیشیان) و «آزمایشگاه» (حمید امجد) نمایشی متفاوت داشته باشد.
همچنین «میترا حجار» که سال گذشته با فیلم «خاک و آتش» با گریمی متفاوت ظاهر شد، امسال با دو فیلم «نارنجی پوش» (داریوش مهرجویی) و «من همسرش هستم» (مصطفی شایسته) پا به سی‌امین جشنواره فیلم فجر می‌گذارد.
«شقایق فراهانی» هم پس دوری از جشنواره، امسال با دو فیلم «بی‌خداحافظی» (احمد امینی) و «بیداری» (فرزاد موتمن) حضور دارد.
«نیلوفر خوش‌خلق» نیز امسال با دو فیلم «پیشونی سفید» (سید جواد هاشمی) و «قلاده‌های طلا» (ابوالقاسم طالبی) حضور می‌یابد.
«پریوش نظریه» هم قرار است امسال با فیلم‌های «در انتظار معجزه» (رسول صدرعاملی) و «اینجا شهر دیگری است» (احمد رضا گرشاسبی) به جشنواره فیلم فجر بیاید.
«پانته‌آ بهرام» که سال گذشته فقط صدایش را در فیلم «اسب حیوان نجیبی است» شنیدیم، امسال با دو فیلم «بی‌خود و بی‌جهت» (عبدالرضا کاهانی) و «میگرن» (مانلی شجاعی‌فرد) حضور دارد.
همچنین «لیلا حاتمی» که سال گذشته نمایش متفاوتی با «سعادت‌آباد» داشت، امسال با دو فیلم «نارنجی‌پوش» (داریوش مهرجویی) و «پله آخر» (علی مصفا) در جشنواره حضور دارد.
همچنین «لعیا زنگنه» پس از چند سال دوری از سینما قرار است امسال با دو فیلم «خودزنی» (احمد کاوری) و «زندگی خصوصی» (حسین فرح‌بخش) حضور پیدا کند.
«مهراوه شریفی‌نیا» نیز با دو فیلم «یه عاشقانه ساده» (سامان مقدم) و «یک سطر واقعیت» (علی وزیریان) به جشنواره فیلم فجر می‌آید.
همچنین «هانیه توسلی» با دو فیلم «مادر پاییزی» (سیروس رنجبر) و «زندگی خصوصی» (محمد حسین فرح‌بخش) پا به جشنواره فیلم فجر می‌گذارد.
«هدیه تهرانی» نیز امسال با دو فیلم «پل چوبی» (مهدی‌کرم‌پور) و «یک روز دیگر» (حسن فتحی) به جشنواره می‌آید.
«آناهیتا نعمتی» نیز با فیلم‌های «پنهان» (مهدی رحمانی) و «یکی می‌خواد باهات حرف بزنه» (منوچهر هادی) به جشنواره فیلم فجر می‌آید.
«ماه‌چهره خلیلی» نیز امسال با فیلم‌های «شور شیرین» (جواد اردکانی) و «سلام بر فرشتگان» (فرزاد اژدری) در جشنواره حضور دارد.

در میان بازیگران یک فیلم در جشنواره سی‌ام می‌توان به «نگار جواهریان» (بی‌خود و بی‌جهت)، «بیتا فرهی» (در انتظار معجزه)، «مهتاب کرامتی» (یکی می‌خواد باهات حرف بزنه)، «نیوشا ضیغمی» (گشت ارشاد) و ... اشاره کرد.

بر اساس این گزارش، با توجه به حضور بازیگران مختلف مرد و زن و تنوع بازی‌ آن‌ها در نقش‌های مختلف، باید منتظر ماند و دید چه کسانی جوایز بازیگری سی‌امین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر را به منزل می‌برند.

------------------------------
نویسنده: سعید مهرپور
-----------------------------
خبرگزاری فارس: پرکارترین‌ بازیگران سی‌امین جشنواره فیلم فجر را بشناسید

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 12:1  توسط سعید مهر پور  | 

به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، طرح «سینما - مدرسه» از چهارشنبه گذشته با اکران فیلم سینمایی «مامان بهروز منو زد» ساخته عباس مرادیان رسما در سینما صحرا آغاز به کار کرد.
حدود یک سال است که این طرح با هدف آشتی دوباره دانش‌آموزان سراسر کشور با سینماها با حضور ده عضو در قالب یک کارگروه در چند فاز شکل گرفته است. طرح «سینما - مدرسه» در فاز نخست خود می‌خواهد شرایطی فراهم کند تا دانش‌آموزان سراسر کشور به سینماها بیایند و فیلم ببینند و بار دیگر با سینما آشتی کنند.
در اولین فاز طرح «سینما - مدرسه» تفاهم‌نامه‌ای بین «حمید‌رضا کفاش» (به نمایندگی از وزارت آموزش و پرورش) و «سید‌احمد میرعلایی» (مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی) منعقد شد و این طرح به هدف مهم خود دست پیدا کرد، البته صحبت‌هایی هم درخصوص مشارکت ارگان‌های دیگر شده است که امید می‌رود آن‌ها هم در این طرح ملی مشارکت کنند.
در این طرح قرار است با هماهنگی مدارس، دانش‌آموزان سراسر کشور برای تماشای فیلم‌های کودک به سالن سینما برده شوند،‌ نه اینکه فیلم‌ها در مدارس نمایش داده شود.
اگر از همین دوران برای کودکان و نوجوانان رفتن به سینما و تماشای فیلم خوب فرهنگ‌سازی و عادت شود، مطمئنا آن‌ها با ورود به عرصه‌های جدی‌تر زندگی، اهمیت هنر هفتم را بیشتر درک خواهند کرد و سینما رفتن را جزو کارهای ماهانه خود به حساب می‌آورند.
این اقدام شایسته را باید به فال نیک گرفت و از آن حمایت جدی کرد، شاید مهم‌ترین مسئله در این روزها - که فیلم‌های متنوع خارجی خیلی راحت به دست کودکان و نوجوانان می‌رسد - این باشد که فیلم‌های درخور و شایسته نمایش برای کودکان و نوجوانان تولید شود. مطمئنا اگر فیلم‌های دم دستی و با کیفیت پایین در اختیار مخاطبان کودک قرار بگیرد، مخاطب کودک پس‌ می‌زند و در نهایت هم این طرح شکست می‌خورد.
در مرحله بعد شکل اجرای این طرح اهمیت زیادی می‌یابد. می‌بایست به گونه‌ای طرح «سینما - مدرسه» را اجرا کرد که کودک و نوجوان ما با وجود امکانات مختلف تفریحی، با عشق و علاقه روی صندلی سینما نشسته و فیلم خوب ببیند و لذت ببرد.
برای پی بردن به جزئیات این طرح با «سعید هاشمی» مجری طرح «سینما - مدرسه» گفت‌وگویی انجام دادیم که در پی می‌آید:

* ۲۷ سالن در تهران به طرح «سینما مدرسه» اختصاص پیدا کرد

«سعید هاشمی» مجری طرح «سینما مدرسه» در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد سینماهای تهران و شهرستان‌ها که در طرح «سینما مدرسه» حضور دارند، می‌گوبد: شهرستان‌های تبریز، ارومیه، شیراز، اصفهان و مشهد کار خود را در زمینه طرح اکران سینمای مدرسه آغاز کردند. در تهران هم با ۲۷ سالن در گروه سینمایی آزاد کار خود را آغاز کرده‌ایم.

* اکران فیلم کودک خارجی در تابستان سال آینده

وی در ادامه در مورد سایر فیلم‌های متقاضی در این بخش این طور توضیح می‌دهد: فعلاً فیلم سینمایی «مامان بهروز منو زد» تک‌محصول این طرح است و قرار است اوایل بهمن‌ماه با حضور نمایندگانی از وزارت آموزش و پرورش، بنیاد سینمایی فارابی و دو تن از اعضای شورای اکران جلسه‌ای برای ادامه کار تشکیل شود.
هاشمی در ادامه می‌گوید: تا پایان امسال فیلم سینمایی «مامان بهروز منو زد» را اکران داریم و از ۱۵ فروردین به فیلم‌های جدید می‌رسیم. تابستان ۹۱ هم فیلم کودک خارجی در این طرح به اکران عمومی درمی‌آید.

* ۵ فیلم کوتاه در طرح «سینما مدرسه» ساخته می‌شود

وی در ادامه می‌افزاید: در فاز دوم این طرح هم قرار است با تشکیل کارگاه‌های آموزشی با حضور اساتید سینمای کودک در شهرستان‌ها، بچه‌ها طرح‌های مورد نظر خود را ارائه کنند تا در نهایت ۵ فیلم کوتاه ساخته شود که این ۵ اثر امکان نمایش در جشنواره کودک و رشد سال آینده را نیز دارند.

* سفر حج و خودرو؛ جوایز طرح «سینما مدرسه»

«سعید هاشمی» در پایان این گفت‌وگو در مورد نحوه اطلاع‌رسانی مدارس سراسر کشور نیز اظهار داشت: بسته‌های تشویقی برای مدیران سراسر کشور ارسال شده است، جوایزی خوبی از جمله سفر حج، خودرو، تجهیز کتابخانه‌ها و محصولات فرهنگی را نیز در نظر گرفته‌ا‌یم.

* در حال رایزنی با شهرداری در مورد ایاب و ذهاب دانش آموزان هستیم

وی در پایان بیان داشت: بروشور و ساعت نمایش فیلم‌ها برای مدارس ارسال شده است و در حال رایزنی با شهرداری برای ایاب و ذهاب کودکان هستیم و امیدواریم کودکان با سینماها آشتی کنند و این طرح که در نهایت به نفع خود مدارس و مدیران است، با سرنوشت خوبی روبه‌رو شود.

-----------------------------
گزارش: سعید مهرپور
-----------------------------

خبرگزاری فارس: دانش‌آموزان با سینما آشتی می‌کنند/ سینما برو، ماشین جایزه بگیر

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 12:0  توسط سعید مهر پور  | 

«حسن معظمی» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون در مورد سریال «شیدایی» ساخته محمدمهدی عسگرپور، اظهار داشت: «شیدایی» از داستان تختی برخوردار است، به طوری که گره‌هایی در آن تنیده شده که ابتدا و انتهای کار مخاطب را اذیت می‌کند.
وی در ادامه افزود: وقتی می‌شود با داستانی سر راست داستان را بیان کرد و از داستانک‌های فرعی برای پیشبرد داستان استفاده کرد، چرا از گره‌های نامفهوم در این کار استفاده شده است.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: سریال «شیدایی» دچار آفت همیشگی تعجیل و رساندن به هر جهت به آنتن شده و علیرغم کارگردانی خوب در سطح مانده است.
معظمی ادامه داد: «شیدایی» با گزینش موضوع و استفاده بهینه از بازیگرانی همچون «امیر جعفری» و «آتنه فقیه‌نصیری» می‌توانست سریال بهتر و روان‌تری باشد.
وی در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: تا کنون «شیدایی» جزو سریال پرمخاطب تلویزیون نبوده و جزو سریال‌های متوسط رو به پایین به شمار می‌رود. باید منتظر ماند و دید پایان سریال چه خواهد شد که امیدوارم پایان کار از گره‌افکنی مناسبی بهره ببرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم دی 1390ساعت 11:59  توسط سعید مهر پور  | 

«حسین سلطان‌محمدی» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس در مورد سریال «شیدایی» ساخته محمد‌مهدی عسگرپور، اظهار داشت: سریال «شیدایی» یک داستان اجتماعی را با مایه‌های پررنگ از احساسات تعریف می‌کند. کاراکترهایش در رده فرزندان، خوب تعریف شده‌اند اما بزرگسالان خیر.

وی در ادامه افزود: برای مثال در حالی که ما می‌دانیم فرزندان با چه مشکلات، پیشینه و آرزویی حرکت می‌کنند، در خصوص بزرگسالان مشخص نیست مبدا کجا است و بزرگسالان به چه افقی نگاه می‌کنند. به خصوص که از سه دوست اصلی داستان اطلاعات درستی داده نمی‌شود تا مثلا بدانیم چگونه دوستی‌ای داشتند و چگونه سرنوشت متفاوتی پیدا کردند و چرا آنکه موفق‌تر بوده احساس دین می‌کند نسبت به سایر دوستانش؟

این منتقد در ادامه به فارس، گفت: داستان که ظاهراً به صورت خطی جلو می‌رود با ورود «افسانه» و فرزندش، روایت پیچیده‌ای پیدا کرده است.
سلطان‌محمدی تصریح کرد: در حال حاضر ما با داستانی چند وجهی رو به رو هستیم که نقطه مرکزی و محوری همه آن‌ها دغدغه والدین نسبت به فرزندان است. به عبارت دیگر، تمام بزرگسالان سریال نقطه توجیه اقدامات‌شان موقعیت و موفقیت فرزندان‌شان است. این همبستگی خانوادگی، در کنار هم بودن و همچنین خاکستری بودن برخی شخصیت‌ها نظیر «حمید» که «امیر جعفری» نقش آن را ایفا کرده است، نشان از عدم قضاوت کارگردان نسبت به شخصیت‌ها دارد.

این منتقد و روزنامه‌نگار در ادامه افزود: همه ماجرای «شیدایی» و گره‌های داستان، از جایی ناشی می‌شود که فرزندان بدون حضور و نظر والدین تصمیماتی گرفته و آن را اجرا می‌کنند. برای مثال ازدواج اول «طاها» بدون اطلاع پدرش یا ورود «امیر جعفری» به ماجرای این ازدواج، با وجود تاکید پدرش بر پرهیز از آن، از نمونه‌های قابل ذکر است.

«حسین سلطان‌محمدی» در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: «شیدایی»، سریالی درباره پیوستگی خانوادگی، در کنار یکدیگر بودن، هم‌زیستی نسل‌ها و تلاش دسته جمعی برای پیشبرد زندگی است و این همبستگی خانوادگی، تم اصلی «شیدایی» محسوب می‌شود که این از نکات مثبت این مجموعه است.
خبرگزاری فارس: همبستگی خانوادگی تم اصلی «شیدایی» است
+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم دی 1390ساعت 13:47  توسط سعید مهر پور  | 

«علیرضا اخلاقی» منتقد سینما در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد فیلم سینمایی «چشم» ساخته جمیل رستمی، اظهار داشت: تازه‌ترین ساخته «جمیل رستمی» یک درام اجتماعی است که بنا شده بر زندگی «بردیا کیانی» (مهدی احمدی)، کارگردان سینما و همسرش که به عنوان محقق، روی موسیقی کردی کار می‌کنند و قرار است هرچه زودتر کتابش را برای چاپ به ناشر بسپارد.

کارگردان «نیلوفر» ادامه داد: پرکار بودن زن و شوهر، رابطه آن دو را به آرامی دستخوش آشوب می‌کند و باعث می‌شود «بردیا» به جست‌وجوی راهکاری تازه برای ادامه زندگی برآید.
اخلاقی تصریح کرد: زوایای دوربین و رنگ و لعاب فیلم در آغاز، توجه مخاطب را برمی‌انگیزد؛ به گونه‌ای که کند بودن ضرب‌آهنگ اثر چندان به چشم نمی‌آید اما ساعتی می‌گذرد و قصه تقریباً همان جایی است که در ۱۰ دقیقه‌ نخست بود. زن مشکل بارداری دارد و باید جنین تازه شکل گرفته‌اش را سقط کند اما می‌داند که «بردیا» بزرگترین آرزویش، داشتن فرزند است.

این منتقد در ادامه به فارس، گفت: قرار است گره اصلی ماجرا از سردی روابط آن‌ها، پنهان‌کاری مرد و رازداری زن شکل بگیرد، اما درست هنگامی که تنش اصلی بروز می‌کند، قصه اصلی به پایان رسیده و فیلمساز در یک چشم به هم زدن، در فصل آخر فیلمش «خودزنی» می‌کند.

این منتقد و روزنامه‌نگار در ادامه افزود: کم بودن تعداد شخصیت‌ها و کند بودن ضرب‌آهنگ فیلم، فرصت مغتنمی است برای آن که فیلمساز شخصیت‌هایش را به خوبی معرفی کند و به زوایای گوناگون شخصیت آن‌ها سرک بکشد، اما ورزش کردن «بردیا» و دوستش، مانند توجه زن به موسیقی کردی جز پر کردن لحظات فیلم و افزایش صدای موسیقی، کارکرد دیگری ندارد.

«علیرضا اخلاقی» در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: از لحظه‌ اعتراف «بردیا» در خصوص به کارگیری تمهیدی برای جلب توجه همسرش (آن هم در دیالوگ) پایه‌های درام به لرزه می‌افتد تا چند دقیقه بعد که مجموعه اثر به یک باره نابود می‌شود. به گمان فیلمنامه‌نویس آنچه در لحظه پایان رخ می‌دهد یک «تراژدی» است، اما واقعه به قدری نچسب، نامتناسب و بی‌ارتباط با ساختار فیلم است که تماشاگر متاسف را به خنده‌ای عصبی دچار می‌کند. فیلمنامه‌نویس و کارگردان در یک چشم به هم زدن همه رشته‌های خود را پنبه می‌کنند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1390ساعت 8:49  توسط سعید مهر پور  | 

«کمالی» (علی نصیریان) به اتفاق همسرش «طلعت» (کتایون) از شهرستان رهسپار تهران می‌گردند تا فرزندان‌شان را ملاقات کنند اما دخترها و پسرهای‌شان آن قدر درگیر مشکلات زندگی شده‌اند که نمی‌توانند پذیرای والدین‌شان باشند.

تنها کسی که به آن دو روی خوش نشان می‌دهد، «فریبا» (شیرین بینا) دختر «طلعت» است.
«کمالی» و «طلعت» وقتی متوجه می‌شوند که بچه‌های‌شان می‌خواهند آن‌ها را از سر باز کنند، دلشکسته و سرخورده به شهرشان باز می‌گردند.
«طلعت» در راه برگشت در قطار می‌میرد.«کمالی» ساکن خانه فرزند خوانده‌اش (فریبا) می‌شود.

«ارتباط خانوادگی» فیلم ضعیف اما شریفی است. فیلمنامه را «نادر مقدس» بر اساس قصه فیلم ژاپنی «داستان توکیو» (یاوسوجیرو ازو) نگاشته است شاید به همین خاطر هم در چند سکانس از فیلم بازیگران ژاپنی حضور دارند.

«ارتباط خانوادگی» در برخی صحنه‌ها از ساختار سینمایی فاصله گرفته و به تولیدات تلویزیونی شبیه می‌شود. این که چه چیزی در این  سوژه بوده که «نادر مقدس» را وا داشته تا آن را در قالب یک فیلم سینمایی کار کند تا یک تله فیلم و یا سریال تلویزیونی مشخص نیست!

پیام‌های فیلم بسیار تکراری است. فیلم سینمایی «ارتباط خانوادگی» به یک کلاس درس اخلاق بیشتر شبیه است تا به یک فیلم سینمایی!
 
بازی‌ها در حد متوسط و کارهای تلویزیونی هستند و هیچ نقش‌آفرینی خاص و چشمگیری در فیلم قابل ذکر نیست.
 
سیاهی لشگرها کنترل نشده‌اند؛ آن‌ها به دوربین نگاه می‌کنند و می‌خندند. این فیلم فقط به درد یک نوبت پخش از تلویزیون در عصر یک روز تعطیل می‌خورد و بس.
 
--------------------------------------
نویسنده: شهرام خرازی‌ها
 منتقد سینما
------------------------------------

خبرگزاری فارس: شباهت «ارتباط خانوادگی» به کلاس درس اخلاق تا یک فیلم سینمایی
+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم دی 1390ساعت 8:49  توسط سعید مهر پور  | 

«جی‌اند» (فریبرز عرب نیا) دل در گرو عشق «شرنگوک» (میترا حجار) دارد اما این عشق در پی حمله نیروهای ارتش انگلیس به فرماندهی «کلنل کیت» (احمد نجفی) به بلوچستان و توطئه‌های «گرگین خان» (کاظم افرندنیا) و پسرش «مظفر» با مخاطراتی مواجه می‌شود.
«عیدو خان» (فرامرز صدیقی)، «پدر شرنگوک» ناجوانمردانه به قتل می‌رسد. «جی‌اند» نیروهای محلی را بر علیه انگلیسی‌ها می‌شوراند.
«مادر شرنگوک» (افسانه ناصری) در جریان نبرد نهایی کشته می‌شود. در پایان «جی‌اند» و «شرنگوک» می‌روند تا آینده نوینی را رقم بزنند.
سینمای تاریخی در ایران بسیار آسیب‌پذیر است و ساخت فیلم تاریخی در این سینما  یک ریسک محسوب می‌شود.
«حبیب کاوش» اوایل دهه شصت در فیلم «دادشاه» مبارزه بلوچ‌ها با اجانب را به تصویر کشیده بود؛ «خاک و آتش» با وجود آن که تقریباً همه امکانات لازم را برای تبدیل شدن به یک فیلم تاریخی ماندگار داشته اما در حد فیلم دهه شصتی «دادشاه» هم موفق نیست.

فیلمنامه «خاک و آتش» اگر به دست کارگردان توانمندی سپرده می‌شد، حاصل کار قطعا با نسخه فعلی زمین تا آسمان فرق می‌کرد.
قصه «خاک و آتش» خیلی دیر و پس از مرگ «عیدو خان» راه می‌افتد یعنی زمانی که حوصله تماشاگر سر رسیده و سالن نمایش را ترک کرده است.
کاراکترها هویت‌پردازی نشده و از حد عکس‌های تاریخی فراتر نمی‌روند. کاراکترهای فرعی از جایگاه دراماتیک محکمی برخوردار نیستند، می‌آیند و می‌روند بی‌آنکه منشأ اثر باشند. شخصیت‌های زائد و قابل حذف در فیلم فراوانند.
 
فیلم از چهره‌پردازی خوبی برخوردار است. «فریبرزعرب‌نیا» همانجوری که نقش جوان‌های شهری را بازی می‌کرد در نقش بلوچ مبارز عاشق پیشه ظاهر شده است!؟ هیچ نشانی از تاریخ در بازی او مشهود نیست!؟ در صحنه‌هایی که سوار بر اسب است، ژست‌هایش به گونه‌ای است که انگار مثل فیلم «سلطان» (مسعود کیمیایی) سوار بر موتورسیکلت شده! کم مانده وسط برهوت بلوچستان و در هنگامه نبرد با نیروهای انگلیس موبایلش را هم از جیب در آورده و مشغول صحبت شود!
«میترا حجار» زیر و بم‌های نقش را به خوبی درک کرده است؛ بهترین بازی فیلم بی‌تردید متعلق به او است.
«خاک و آتش » فیلم بسیار خوش عکسی است. این فیلم در ابتدا «روباه و بلوچ» نام داشت.
  
----------------------------------
نویسنده : شهرام خرازی‌ها
منتقد سینما
----------------------------------

خبرگزاری فارس: «خاک و آتش» با تغییر کارگردان زمین تا آسمان بهتر می‌شد
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم دی 1390ساعت 9:10  توسط سعید مهر پور  | 

«حسن شیخ‌حائری» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس در مورد سریال «شوق پرواز» ساخته یدالله صمدی، اظهار داشت: بازی فراموش نشدنی «شهاب حسینی» در این سریال باعث می‌شود تا با قاطعیت بگوییم هیچ بازیگر دیگری نمی‌توانست اینقدر مسلط در این نقش بازی کند و البته در این بحث از کارگردانی تاثیرگذار «یدالله صمدی» و همراهی او در بازنویسی فیلمنامه در کنار موسیقی شنیدنی «محمدرضا علیقلی» نیز نمی‌توان غافل بود.
 وی در ادامه افزود: عبارت «عباس عزیز عاشقانه‌ای سروده‌ایم تقدیم به تو» در ابتدای تیتراژ، مخاطب را جذب می‌کند تا با عاشقانه سروده شده همراهی کند اما ادامه  تیتراژ چندان جذاب نیست و یک حرکت خطی روی ابر دارد که به تکرار می‌رسد و نوآوری خاصی هم در آن دیده نمی‌شود.
نویسنده کتاب «او ...» در ادامه بیان داشت: به نظر می‌رسد حضور «فرهاد توحیدی» در راس فیلمنامه‌نویسی این اثر و همراهی «حسین تراب‌نژاد» و «مهدی محمدنژادیان» به عنوان دیگر نویسندگان در یک فعالیت تیمی و مشترک باعث شده تا داستان اصلی با چفت و بستی عالی به داستان‌های فرعی متصل باشد.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: سریال «شوق پرواز» اگر چه شروع خوب، گیرا و جذابی ندارد اما در ادامه، مخاطب را با خود همراه می‌کند و هر چه به جلو می‌رود بهتر و روان‌تر می‌شود. بنابر این در تولیدات بعدی نباید فراموش کرد که شروع جذاب‌تر و ایجاد نوآوری در ورود به داستان نقش بارزی در جذب مخاطبان بیشتر خواهد داشت.
شیخ‌حائری تصریح کرد: با تاکید می‌توان گفت یکی از دلائل موفقیت مجموعه تلویزیونی «شوق پرواز»، همراهی و همدلی خانواده «شهید بابائی» در ساخت این سریال است تا جائی که فرزندان آن شهید بزرگوار هم برای ایفای نقش در سریال مجاب شده‌اند. البته وقتی می‌شنویم که این سریال هم با ممیزی‌هایی دست به گریبان بوده است واقعا نمی‌دانیم چگونه باید هنرمندان را برای ورود به این عرصه‌ها تشویق کرد!‍
این منتقد و روزنامه‌نگار در ادامه افزود: استفاده از کرم ابریشم در داستان و همی‌نطور پرداختن به داستان‌های موازی، تمهید خوبیست برای عدم افت ریتم اثر و همینطور توجه به این نکته که هر فردی می‌تواند یک «عباس بابائی» دیگر باشد چرا که شهدای عزیز ما هم انسان‌هایی مثل ما بودند اما با احساس مسوولیت بیشتر و اخلاص بالاتر که نشان می‌دهد دست نیافتنی نیستند.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در ادامه اظهار داشت: سریال «شوق پرواز» به وضوح بیانگر کوتاهی، قصور و تقصیر ما در سال‌های متمادی تاریخ کشور و بویژه بعد از انقلاب شکوهمند اسلامی در زمینه ساخت فیلم و سریال درباره بزرگان این سرزمین است. هم کوتاهی مخاطبان در عدم درخواست و نبود تقاضا، هم کوتاهی هنرمندان و بویژه فیلمنامه‌نویسان در نپرداختن به این موضوعات و هم کوتاهی و تقصیر مسوولان در عدم برنامه‌ریزی و زمینه‌سازی بستر مناسب برای خلق این آثار.
«حسن شیخ‌حائری» در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: اکنون می‌توان گفت رسانه ملی در باکس پخش جمعه شب خود از شبکه یک سیما به سطحی از کیفیت رسیده است که پس از پخش مجموعه‌های ماندگاری مانند: «مختارنامه» و «شوق پرواز»، هر سریال یا فیلمی را در این ساعت پخش نکند و برای انتخاب سریال بعدی با وسواس و دقت بیشتری عمل شود تا این سطح کیفی تولید انشاء الله به سایر تولیدات نیز سرایت کند. همچنین لازم می‌بود درباره زمان مناسب برای چند نوبت تکرار این مجموعه نیز مانند سریال «مختارنامه» فکری می‌شد تا علاقه‌مندان، قسمت‌های مختلف این مجموعه را از دست نمی‌دادند.
خبرگزاری فارس: شیخ‌حائری: «شوق پرواز» با بازی حرفه‌ای شهاب حسینی، ماندگار است
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آذر 1390ساعت 12:40  توسط سعید مهر پور  | 

سلام رفقا اين روزها سرم خيلي شلوغ است. مي‌خواستم مطلب بنويسم اما وقت نمي‌شد. حالا مجال اين است كه كمي در دل كنيم. آنقدر جايزه گرفتيم كه شماره اش از دستم در رفته است. شاهكار فرهادي دنيا را تسخير كرد. همه ديدند كه گلدن كلوپ كه جشنواره سياسي هم نيست به شاهكار فرهادي سر تعظيم فرود آورد.

امروز خبر آمد كه فرهادي داور برلين شده  حالا تا اسكار راهي نمانده. بمانيم و بدانيم و بخوانيم روزي كه اسكار هم مقابل شاهكار فرهادي زانو بزند. تا كج فهمان هم بفهمند كه در سينماي ايران هم تك خالي دارد كه برخي قدرشان را نمي‌دانند عيبي هم ندارد فيلمنامه را فرهادي مي‌نويسد و آنها پز مي‌دهند بالاخره تا بوده دنيا همين بوده .

اگر ايراد منطقي به فيلم وارد بود اشكالي نداشت. خود در باتلاق گير كردند و مدام چرت و پرت مي‌گويند؛ تلخ است شكر پس براي چه زماني گذاشتند.

اگر جايزه اسكار را گرفتيم كه هيچ  من مي‌امانم و يك چاقو زامن دار و اگر هم نگرفتيم كه اسكار شكست خورده نه ما.

خلاصه از اينكه سينه چاك فرهادي هستم لذت مي‌برم. از اينكه چند صد بار شاهكار او را ديدم هم به خود افتخار مي‌كنم، ديگران كه فيلم را نفهيمدند هم خوب نفهمند به من چه.

تا جاده اسكار راهي نمانده ما هم كه تخت گاز به سوي اسكار مي‌تازيم و ديگران هم درجا بزنند ببنيم چه مي‌شود.

اين روزها كه الكي شلوغ هستم و مجال و فرصت نوشتن كم است سكوت پيشه كردم تا اسكار. به اميد روزي كه چشم دشمنان از سينماي ايران كور شود و ما هم منتظر شاهكار بعدي فرهادي باشيم. اگر بوديم و تبحر اين كارگردان را ديدم كه هيچ و اگر در اين دنيا نبوديم با خاطرات چهارشنبه سوري، درباره الي...، ترمه، حجت روزگار سپري مي‌كنيم.

به تماشاي تريلوژي دروغ فرهادي مي‌نشينيم و از روزگار لذت مي‌بريم قرار نيست هميشه دنيا به كام آدم‌ها باشد اما مرور خاطرات با اصغر فرهادي شيريني را صد چندان مي‌كند.

 سكانس به سكانس جلو آمديم تا به اين شاهكار رسيديم. اين بار در حوزه اخلاق وارد شديم كه كساني كه بي اخلاق هستند را نشانه رفتيم و براي اثبات بي‌گناهي حاضر نشديم دست روي قرآن بگذاريم.

راستي رفقا دنيا با اصغر فرهادي رنگ و بوي ديگري دارد. اين همه جايزه و تشويق نوش جانت . اميدوارم روزي به نهايت آرزويت برسي هر چه كه هست.

باشيم و فيلم بعدي ات را ببنيم كه از تبحرت لذت برم. راستي دوستان براي ديدن فيلم بعدي فرهادي از همين حالا استرس دارم . برخي يكي درميان فيلم خوب دارند اما انگار فيلم به فيلم بهتر به تكامل مي‌رسيم و تنها پهلوان و يكه تاز سينماي ايران مي‌شويم.

راستي شهاب حسيني در فيلمهاي فرهادي چقدر متفاوت است و ديگر چيزي به ذهنم نمي‌رسد جز اينكه باز آرزو كنم سينماي ايران خالي از دشمن شود.

به اميد روزي كه شاهكار فرهادي در اسكار بدرخشد و باشيم و ببنيم و از زندگي لذت ببريم

يا علي.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 9:19  توسط سعید مهر پور  | 

«شهرام خرازی‌ها» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد فیلم سینمایی «آسمان هشتم» ساخته حسن نجفی، اظهار داشت:  یک خانواده آذربایجانی که سال‌ها حسرت سفر به مشهد و زیارت حرم امام رضا (ع) را داشته‌اند این امکان را پیدا می‌کنند تا به آرزوی دیرینه‌شان تحقق بخشند.
وی در ادامه افزود:  بیمار شدن پسر خانواده در پی ورود به مشهد ، زمینه‌ساز آشنایی پزشک جوانی(رحیم نوروزی) به نام «رحمت» با آن‌ها می شود که پدرش (محمد کاسبی) یکی از خادمان حرم است و ...
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: فیلم سینمایی «آسمان هشتم» دومین ساخته حسن نجفی فیلمی است با بن مایه مذهبی که در سینمای ایران تجربه نسبتا جدیدی محسوب می‌شود.
نویسنده ماهنامه سینما – خانواده در ادامه در مورد بازی‌های فیلم «آسمان هشتم» نیز بیان داشت: «حسن نجفی» نقش‌های مربوط به خانواده آذربایجانی را به هنرپیشگان ترک زبان سپرده است.
«رحیم نوروزی» و «محمد کاسبی» در این فیلم گویش ترکی دارند.
«شهرام خرازی‌ها» در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: فیلم سینمایی «آسمان هشتم» از حیث ساختار صوتی و بصری واجد امتیازات دور از انتظاری است.
خبرگزاری فارس: «آسمان هشتم»؛ تجربه جدید در سینمای ایران
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم آذر 1390ساعت 9:18  توسط سعید مهر پور  | 

«اشرف‌خان» (مسعود رایگان) صاحب سینمای ویران شده‌ای به نام «گلچهره» در افغانستان است.او می‌کوشد تا سینما را در افغانستان جنگ زده احیاء کند.
«اشرف‌خان» به مشهد می‌رود تا «گودرز» (هدایت هاشمی) را برای تعمیر آپارات سینما به افغانستان بیاورد. «گودرز» آپارات را تعمیر می‌کند.سینما «گلچهره» بازسازی و با نمایش فیلم «بای‌سیکل‌ران» افتتاح می‌شود اما دوباره توسط افغان‌هایی که سینما را حرام می‌دانند، ویران می‌شود.
«اشرف‌خان» که دل در گرو عشق پزشک بیوه‌ای ، دکتر «رخساره» (لادن مستوفی) دارد به کمک او و «گودرز» که امکان خروج از افغانستان را ندارد، فیلم‌های فیلمخانه ملی افغانستان را داخل دیوار جاسازی و مخفی می‌کند.
 «اشرف‌خان» به جرم فساد و فحشاء دستگیر می‌شود.«رخساره» بالاجبار به عقد مردی در می‌آید که چند همسر دارد و از او صاحب فرزند دختری می‌شود که اسمش را می‌گذارد رخساره و ....
«گلچهره» از آن دست فیلم‌هایی است که فقط عاشقان و شیفتگان سینما می‌فهمند که چقدر با عشق ساخته شده است.
«وحید موسائیان» این بار دوربینش را به افغانستان برده تا در آنجا تضاد سنت (طالبان) با مدرنیسم (سینما) را در قالب داستانی جذاب، پر فراز و نشیب به نمایش بگذارد.
ساختار مضمونی و بصری «گلچهره» به گونه‌ای است که هم تماشاگر عام و هم تماشاگر نخبه از دیدنش لذت می‌برند. گر چه مکان رخدادها افغانستان است اما به نظر می‌رسد که  پیام فیلم «گلچهره» به اکثر ممالک در حال توسعه، جهان سوم و کلاً فرهنگ‌هایی که سینما و هنرهای  مدرن را بر نمی‌تابند، قابل تعمیم است.
سکانس‌های در یاد ماندنی فیلم کم نیستند از جمله : واکنش‌های تماشاگران نسبت به فیلم‌های که در سینما «گلچهره» به نمایش در می‌آیند، نماز خواندن در فیلمخانه ، تیرباران «اشرف‌خان» در سالن سینما ، نفت‌پاشی روی نوارهای سلولوئید و فیلم سوزان.
«گلچهره» در تیتراژ افتتاحیه به شادروان «علی حاتمی» تقدیم شده است که البته تقدیم بی‌ربطی است! فیلم قصه خود را بسیار راحت و روان تعریف می‌کند.
بازی‌های فیلم درخشان نیستند اما از حد متوسط بالاترند. «مسعود رایگان» در نقش یک افغانی دلبسته سینما بسیار پذیرفتنی است. بهترین نقش آفرینی فیلم از آن «حسین محب اهری» در نقش یک فرمانده طالبان به نام «ملا قادر» است. با آن که گویش و لهجه هنرپیشه‌ها افغانی است اما تماشاگر فارسی زبان به راحتی متوجه دیالوگ‌ها می‌شود.
«گلچهره» از آن دست فیلم‌هایی است که هم برای ارسال به فستیوال‌های فرنگی مناسب است هم برای اکران عمومی در شهرستان‌ها البته به شرط آن که قربانی تصمیم‌گیری‌های نابجا نشود.
تماشای این فیلم را به تمام دلباختگان سینما و بالاخص دانشجویان این رشته توصیه می‌کنم.
 
-------------------------------------------
نویسنده: شهرام خرازی‌ها
منتقد سینما
------------------------------------------
خبرگزاری فارس: عاشقان سینما «گلچهره» را  می‌فهمند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 12:23  توسط سعید مهر پور  | 

 به گزارش خبرنگار سینمایی فارس، بحث نقد در سینما همیشه از اهمیت مهمی برخوردار بوده و است. در گفت‌وگو با چند منتقد نظرشان را مورد جایگاه فعلی نقد جویا شدیم که متن آن به شرح زیر است.  
 
* معظمی: در حوزه نقد باید به تربیت منتقد بپردازیم

«حسن معظمی» عضو شورای مرکزی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد اوضاع فعلی نقد در سینمای ایران، اظهار داشت: باید بپذیریم که در حال حاضر چیزی به عنوان نقد در سینمای ایران نداریم.
وی در ادامه تاکید کرد: نقد شامل آنالیز کردن کامل یک اثر هنری است و باید از منازل مختلف مورد واکاوی قرار بگیرد اما این اتفاق رخ نمی‌دهد.
این منتقد در ادامه به فارس،گفت: این روزها متاسفانه جایگاه تخریب، زدن یک اثر هنری،  تنزل دادن اثر یا یک اثر را به عرش اعلاء رساندن، تعبیری اشتباهی به نام نقد به خود گرفته است.
معظمی تصریح کرد: ما اگر از کارگردانی خوش‌مان بیاید، اثرش را به عرش اعلا می‌بریم و اگر بدمان بیاید با عناد آن را تخریب می‌کنیم. در صورتی که نقد رصد بی‌غرض، فنی، عالمانه و با در نظر گرفتن همه جوانب است.
این منتقد و روزنامه‌نگار در ادامه افزود: ما به عنوان یک منتقد با در نظر گرفتن نقاط مثبت و منفی یک اثر را کنار هم بگذاریم و قضاوت نهایی را به عهده مخاطب بگذاریم.
عضو شورای مرکزی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در ادامه بیان داشت: اگر اثری را بزنیم، می‌شود تخریب و اگر از اثر دیگری الکی تمجید کنیم، می‌شود مبالغه و تمجید الکی که نقد هم نیست.
وی در ادامه به فارس، گفت: به نظر من نقد یعنی تعادل و رعایت انصاف. ما تنها کاری که می‌توانیم انجام دهیم در حوزه نقادی فرهنگ و هنر به تربیت منتقد بپردازیم.
معظمی در ادامه خاطرنشان کرد: ما باید به نوعی تلاش کنیم تا در مسیر ارتقاء سواد هنری گام برداریم چرا که وقتی سواد هنری ارتقاء پیدا کرد در جامعه فعالان این عرصه دچار رشد و نمو می‌شوند و در غیر این صورت جامعه دچار خمودگی و رکود گام بر می‌دارد و از مسیر بالندگی خارج شده و مدینه فاضله نقد هم محقق نخواهد شد.
«حسن معظمی» در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: به سمت نقد محتوایی هم می‌شود بیشتر حرکت تا نقد ساختاری چرا که اگر قرار است یک اثر محتوایی نقد شود باید به محتوا اشراف کامل داشته باشم تا در نهایت بتوانیم آن ‌را محتوایی‌تر در بوته نقد قرار دهیم.
 
* آذین: در عرصه نقدفیلم، تفاوت دوغ و دوشاب مشخص نیست
 
«جبار آذین» منتقد و مدرس سینما در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد اوضاع فعلی نقد در سینمای ایران، اظهار داشت: نقد و نقادی باپشتوانه چند دهه حضور فعال، تاثیرگذار و گاه تعیین کننده حرفه‌ای منتقدان حرفه‌ای، سالم‌اندیش، متعهد در عرصه فرهنگ و هنر هنوز هم دارای جایگاه اجتماعی و فرهنگی شایسته خود در جامعه ما نیست و جز صاحبان خرد، اندیشه، ادب و هنر کمتر قشری با آن مانوس است.
وی در ادامه تاکید کرد: این نقص قبل از آن که نشات گرفته از اوضاع اجتماعی، اقتصادی و عملکرد منتقدان باشد، نمایش دهنده موقعیت لرزان ادبیات و هنر به ویژه سینما و مناسبات نامطلوب اجرایی در این عرصه است.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: در شرایطی که هنر، سینما، هنرمندان و سینماگران از یک سو، مدیران و مسئولان فرهنگی و هنری از دیگر سو تعریف درستی از مشاغل و تکالیف خود ندارند و به شیوه سلیقه‌ای و روزمره به کار می‌پردازند، غیرطبیعی نیست که آثار از این بی‌قانونی، سلیقه‌مداری، نداشتن امنیت شغلی، اعمال ممیزی غیراصولی ، جایگزینی رابطه به جای ضابطه، تندروی یا کند روی و خودسانسوری هم در میان اهالی قلم و نقد وجود داشته باشد. به عبارتی اوضاع نقد در وهله اول بازتاب کمیت و کیفیت تولیدات هنری و فعالیت‌های هنرمندان و مدیران فرهنگی است.
این مدرس دانشگاه ادامه داد: از آنجا که ما کمتر انتقادپذیر بوده و بیشتر شیفته تعریف و تمجید هستیم، به ندرت کسی را می‌توان یافت که خود را در این آیینه ببیند. زیبایی و زشتی‌هایش را دریابد و برای زیباتر شدن تلاش کند به همین خاطر گروهی که هیچ گونه میانه‌ای با نقد و منتقد ندارند و اصولاً وجود چنینی مقوله‌ای را برنمی‌تابند، میان خود و آن فاصله انداخته و تندروهایشان حتی جبهه هم ساخته‌اند.
آذین ادامه داد: به گونه‌ای که عده‌ای این سو و گروهی آن سو جبهه کاذب سنگربندی کرده و دست به شلیک اطلاعات، اخبار، تحلیل و بعضاً شایعات علیه هم می‌اندازند تا شاید به اصطلاح موفق به ترور شخصیت یکدیگر شوند.
این منتقد و روزنامه‌نگار در ادامه افزود: در این میان نشریات زرد بر این آشفته بازارافزوده‌اند تا شاید قدری بیشتر کاسبی کنند. این در حالی است که این نوع نگاه و تلقی از پایه غلط است و منتقد نه تنهای رو در روی هیچ چیز جز ابتذال نایستاده است، بلکه به عنوان یک انسان فرهنگی و متعهد در کنار هنرمندان، مسئولان فرهنگی و مردم قرار داشته و به نقادی سازنده می‌پردازد.
آذین در ادامه بیان داشت: این تصور اشتباه از خود و منتقد که از آن هیولا ساخته نتیجه نادانی، ترس و توهم است چرا که منتقد متعهد بسیار محترم است و نقد منصفانه و حرفه‌ای او بسیار ارزشمند.
این منتقد در ادامه افزود: متاسفانه درکنار آشفتگی‌های موجود در بسته‌های فرهنگی، هنری و علیرغم حضور و فعالیت طیفی از منتقدان حرفه‌ای که همچنان راه تعهد، سلامت و سازندگی را در رسانه‌ها طی می‌کنند، در سال‌های اخیر عده‌ای که دانش و شناخت درستی از مقوله نقد و شخصیت منتقد ندارند و با عملکرد غیرحرفه‌ای و غیراصولی خود مرزهای نقد، نظر، تحلیل، یادداشت، گزارش و گفت‌وگو را با اغراض شخصی مخدوش کرده‌اند و از طریق تهیه و نگارش مطالب سطحی و آشفته برای برخی مسئولان هنری، سایت‌ها و خبرگزاری‌ها سبب آلودگی بیشتر فضای فرهنگی کشور شده‌اند.
این منتقد و روزنامه‌نگار در ادامه تصریح کرد: اینان علاوه بر مخلوط کردن دوق و دوشاب و نادیده گرفتن حریم، حرمت نقد، نازل سازی، بحران، خود محوری مدیران و انحراف سلیقه مخاطب دامن زده‌اند و ماحصل این روند اوضاع نابسامانی است که هم‌اکنون در عرصه هنر، سینما و نقادی حاکم شده است.
آذین تصریح کرد: بدیهی است تا فعالیت‌های رسانه‌ای مکتوب، غیرمکتوب و آنهایی که در حیطه‌های مختلف نقادی قلم فرسایی می‌کنند با دانش، تخصص، تعهد، جهت‌دار و قانونمند نشود، این وضعیت به سامان نمی‌رسد.
او گفت: موضوع مهم دیگر اینکه یک اثر هنری از شکل، فرم، مضمون، محتوا و زبان هنری خاصی پیدا می‌آید و اندیشمندان ادب و هنراز دیروز تا امروز بر ارتباط تنگاتنگ، وحدت میان ظرف و مظروف و چگونگی زبان اثر هنری تاکید کرده‌اند از همین رو در بررسی و نقادی پدیده‌های هنری ایجاد فاصله میان فرم، محتوا و پرداختن صرف به یکی از آن‌ها نه تنها علمی و اصولی نیست که در کار قضاوت اشتباهی بزرگ تلقی می‌شود.
آذین در ادامه اظهار داشت: اصولاً به کسی که حرف و پیام جذاب دارد اما توانایی ریختن آن در قالب مناسب هنری و از زیبایی‌شناسی بی‌بهره است، نمی‌توان هنرمند گفت.
وی ادامه داد: از آن سو هنرمندی که استاد بهره‌برداری از ابزار هنری است اما اگر بخواهد این قابلیت را در خدمت حرفی برای نگفتن و یا ابتذال قرار دهد، شایسته عنوان خردمند نیست.
این مدرس دانشگاه ادامه بیان داشت: بنابراین پرداختن به تمام جوانب آثار هنری شرط سلامت نقد و بلاقت منتقد است. با این حال ممکن است گاه حرف و محتوای خوب به خاطر ناتوانی با ضعف توانایی فردی هنرمند به مخاطب منتقل نشود یا این امکان وجود دارد  که پیام خوبی آن فدای ضعف‌های ساختاری و تکنیکی گردد در این صورت باید دست چنین هنرمندی را گرفت و او را به سوی ارتقاء تکنیکی در سطح محتوای ارزشمند اثرش سوق داد.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: نکته دیگر اینکه نقدهای کاملاً تخصصی و حتی فنی ادبی و هنری فقط با اهل ادب، هنر و دانش ارتباط مناسب برقرار می‌کند و چنین نقدهایی مخاطب عام ندارد. از همین رو باید با قلم اجتماعی و تکیه بر داستان، مضمون، محتوا و پیام آثار هنری با مخاطبان اجتماعی ارتباط برقرار کرد و سخن گفت این مقوله امری مهم در مخاطب‌شناسی است که همواره باید مدنظر اهالی قلم باشد.
وی در ادامه افزود: با این حال باید مراقب بود تا این نوع نگاه به نازل گویی، پایین آوردن سطح سلیقه، محدود نگه داشتن فرهنگ و هنر برای تاثیرگذاری فرهنگی، ارتقاء دانش عمومی و ایجاد ارتباط خوب و سازنده میان هنر، هنرمند و مخاطب باید حرف‌ها و اطلاعات خود را از لای زرورق اصطلاحات شبه روشنفکرانه خارج کرده و به زبان پالوده ادبی و نگارشی جامعه مطرح کنند.
آذین تصریح کرد: تنها در این صورت که می‌توان برای اولویت پرداختن به محتوا در نقد حساب باز کرده و صد البته این اولویت به معنای هیچ نگفتن از ساختار و تکنیک نیست بلکه به معنی در ارجعیت قرار دادن مفهوم و محتوا است.
«جبار آذین» در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: این نوع نقد با رعایت انصاف، احترام و تعهد از سوی منتقد و در صورت حمایت هنرمندان و متولیان امور هنری از منتقدان و تلاش برای هویت بخشی و غنی‌تر کردن ادبیات و هنر کشور بدون تردید می‌تواند شرایط را ارتقاء داده و نقد اجتماعی را در ایران محیاتر کند.
 
* اکبرلو: مانند گذشته تعدادی محدود به نقد حرفه‌ای نمی‌پردازند

«منوچهر اکبرلو» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس، در مورد اوضاع نقد در سینمای ایران، بیان داشت: در حال حاضر به دلیل گسترش شبکه‌های مجازی تا حد زیادی نقد در سایت‌ها، وبلاگ‌ها و شبکه‌های اجتماعی گسترش یافته است، یعنی مانند گذشته نیست که تعداد محدودی به نقد حرفه‌ای و تمام وقت بپردازند.
وی در ادامه تاکید کرد: منتقدان حرفه‌ای سالیان و دهه‌های پیش اکنون یا دیگر نمی‌نویسند یا در بخش‌های سینما مانند فیلمنامه‌نویسی یا فیلمسازی فعالیت می‌کنند و جز به صورت پراکنده در نشریات سینمایی فعالیت نمی‌کنند چرا که به نظر می‌رسد پس از کسب تجربیات زیاد در طول سال‌های نقدنویسی اکنون ترجیح می‌دهند در عرصه‌هایی فعالیت کنند که نوشته‌ها و تجربیاتشان بیشتر به چشم بیاید.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: بنابراین در حال حاضر نقد فراگیر شده و اظهار نظرها درباره فیلم منتظر بیان دیدگاه‌های منتقدان شناخته شده نیست.
اکبرلو در ادامه در مورد اینکه با توجه به لزوم تحول در رویکرد منتقدان سینما از نقد ساختاری به نقد محتوایی برویم نیز، اظهار داشت: این موضوع عملاً امکان‌پذیر نیست چرا که از سوی برخی منتقدان در برخی مقاطع زمانی سعی شده چنین تجربیاتی انجام پذیرد.
وی در ادامه افزود: حتی خود من تلاش کرده‌ام که به چنین نقدهایی برسم اما در عمل به اینجا رسیده‌ایم که تفکیک ساختار یا فرم با محتوا یا پیام امکان‌پذیر نیست و در عرصه فیلمسازی نیز آسیب‌هایی را به به فیلمسازی ما وارد کرده است.
اکبرلو ادامه داد: یعنی برخی فیلمسازان تمرکز خود را صرفاً به پیام و محتوای اثر خود گذاشته‌اند در نتیجه فیلم‌هایی ساخته‌اند که سرشار از مفاهیم عمیق انسانی و ارزشمند بوده است اما این فیلم‌ها یا اکران نشده‌اند یا با استقبال زیادی رو به رو نبوده‌اند چرا که تماشاگر برای شنیدن صرف یک مضمون با ارزش به سینما نمی‌رود.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در ادامه افزود: توجه افراطی به ساختار نیز باعث می‌شود در نهایت مضمون با ارزشی به تماشاگر منتقل نشود. سخن کوتاه این که فیلم موفق فیلمی است که یک بین ساختار و محتوا تعادلی منطقی برقرار سازد.
این منتقد در ادامه خاطرنشان کرد: به نظر میرسد در نقد هم نیازمند چنین رویکردی هستیم یعنی منتقد نباید شیفته فرم‌گرایی فیلمساز شود و نیز اگر فیلمی بدون توجه به زبان سینما فقط به بیان ارزش‌های متعالی بپردازد این فیلم نیز مورد بررسی و آسیب‌شناسی باید قرار بگیرد.
این منتقد و روزنامه‌نگار در ادامه، اظهار داشت: بخش عمده‌ای از گریز مخاطب از سینمای کنونی چنینی است چرا که یا با فیلم‌هایی رو به رو می‌شود که در انتها حرفی جدی و ارزشمند برای گفتن ندارند یا از همان آغاز بی‌توجه به قصه‌گویی و سرگرم‌سازی مخاطب می‌کوشد انبوهی از مفاهیم ارزشی را به مخاطب ارائه بدهند.
«منوچهر اکبرلو» در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: منتقد وظیفه دارد در میانه این افراط و تفریط راه متعادل را پیشنهاد و در نقد فیلم‌ها را جستجو کند.
 
* شیخ‌حائری: فضای نقد به تأثیرگذاری حداقلی رسیده است

«حسن شیخ‌حائری» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد اوضاع فعلی نقد در سینمای ایران، اظهار داشت: اصولا هنر را می‌توان به یک پنج ضلعی تشبیه کرد که «هنرمند»، «اثر هنری»، «مخاطب» و «فضای اجتماعی که اثر در آن تولید می‌شود»، چهار ضلع آن و «فضای نقد» نیز ضلع پنجم است.
وی در ادامه تاکید کرد: باید گفت در این شاکله، آنچه بیش از هر چیزی می‌تواند به بهبود و به تعبیر بهتر به نجات فضای هنری در کشور کمک کند، اهمیت دادن به ایجاد و توسعه «فضای نقد» است.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: متاسفانه امروز فضای نقد هنری و از جمله نقد فیلم در عرصه سینما، فضایی آشفته و با تاثیرگذاریِ حداقلی است که ضرورت برنامه‌ریزی برای ساماندهی را می‌طلبد.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در ادامه خاطرنشان کرد: شاید مهم ترین نکته در این مسیر این باشد که نهادهای اصلی فرهنگی هنری کشور نسبت به تربیت منتقدان جوان و کاربلد با یک سیر آموزشی مطالعاتی نوین همت گمارند و بر این عقیده باشند که این، یک گام اساسی و بسیار مهم در سیر تحول فرهنگ و هنر در کشور است چراکه هدف نقد، جداسازی سره از ناسره برای وصول به هنر ماندگار و متعالی است.
شیخ‌حائری تصریح کرد: این مساله، فضا را برای تبدیل شدن نقد هنری به یک حرفه فراهم می‌کند، چرا که نقد باید شغل و حرفه شود تا حرفه‌ای شود. در این فضاست که منتقد یعنی آن که شغلش دیدن فیلم، تفکر، مطالعه، ترجمه و نوشتن و مشاوره است، باید از این طریق زندگی بگذراند.
وی در ادامه به فارس، گفت: اینگونه است که حضور منتقد به‌عنوان یکی از اعضای گروه تولید اثر هنری برای ارتقای سطح کیفی اثر، حاصل می‌آید تا بسیاری از اشکالات احتمالی در روند تولید، به حداقل برسد.
نویسنده کتاب «او...» در ادامه افزود: امروزه نیز بر منتقدان فعال عرصه نقد است که نسبت به افزایش دانش و نوآوری خود همت کنند و تلاش نمایند تا علاوه بر نقد همزمان ساختاری و محتوایی در آثار هنری، آن گونه به بیان نیمه خالی لیوان بپردازند که پیش از آن، نیمه پر لیوان را دیده باشند تا نقد، دافعه ایجاد نکند و البته بر هنرمندان است تا با بالا بردن دامنه تحمل خود، نقد را برتابند و به آن اهمیت دهند.
«حسن شیخ‌حائری» در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: همچنین بر انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی است که بعنوان یک صنف و یک انجمن فعال در عرصه هنر تاثیرگذار سینما، در عین حفظ استقلال خود، زمینه را برای برگزاری نشست‌های منظم کارگاهی و کاربردی بین منتقدان و فیلمسازان فراهم آورد تا سایر رشته‌های هنری نیز بتوانند با الگوبرداری از این حرکت، زمینه را برای برگزاری کارگروه‌های مشابه فراهم کنند.
 
 
* کریمی: نقد ساختاری، از دلائل عقب‌ماندگی سینمای ایران است

«پژمان کریمی» منتقد و روزنامه‌نگار در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد اوضاع فعلی نقد در سینمای ایران، بیان داشت: چندی پیش یکی از فیلمسازان که من برای دیدگاه و نگرش ایشان در مقوله فلسفه خیلی احترام قائلم، گفته بود که ما منتقد فیلم نداریم و من خیلی متاسف شدم که این فیلمساز حرفه‌ای به این اندازه سطحی و عوامانه به اظهار نظر در مورد نقد و منتقد پرداخته است.
کریمی تصریح کرد: از آنجایی که فرهنگ ما دچار نقدناپذیری شده، تلقی سطحی و غیرقابل قبول نسبت به این مقوله رواج یافته و کارگردانان سینما هم خود را از نقد بی‌نیاز می‌بینند.
این منتقد و روزنامه‌نگار در ادامه افزود: در سال‌های اخیر کمتر شاهد بوده‌ایم که فیلمسازی روی مسئله نقد تاکید داشته باشد و نقد ناپذیری باعث شده فرهنگ و هنر دچار آسیب جدی شود.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در ادامه خاطرنشان کرد: «مسعود فراستی» در مصاحبه اخیر خود عنوان کرده که برخی کارگردانان او را به خاطر نقدهای تند تهدید می‌کنند و این مسئله دور از ذهن نیست که اهالی سینما نسبت به منتقد، دست به خشونت هم بزنند چرا که جایگاه فعلی نقد و نقادی را به رسمیت نمی‌شناسند، در حالی که بدون نقد، سینما می‌میرد و به تباهی کشیده می‌شود.
«پژمان کریمی» در پایان این گفت‌وگو با تاکید بر نقد محتوایی، خاطرنشان کرد: اساساً مشکل من با برنامه سینمایی «هفت»، برنامه‌های صدا و سیما و یا چاپ آثار مکتوب نقد، این است که ما نقد تؤامان محتوایی و ساختاری نداریم و عموماً منتقدان از نظر ساختاری، فیلم‌ها را مورد نقد قرار می‌دهند. نمی‌گویم مشکل فیلم‌ها، ساختاری نیست اما نقد محتوایی، ضروری‌تر به نظر می‌رسد.
وی اظهار داشت: یکی از دلایل عقب ماندگی نقد فیلم در سینمای ایران، توجه بیش از حد به نقد ساختار و بی‌توجهی به نقد محتوایی است.
 
* صائمی: گسترش رسانه‌ای «نقد فیلم» موجب عوام‌زدگی نقد شد

«سیدرضا صائمی» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد اوضاع نقد در سینمای ایران، بیان داشت: واقعیت این است که شرایط نقد سینمایی در مطبوعات و رسانه‌های ما دچار تشتت آراء و نابسامانی بوده و گویی هیچ متر ومعیاری برای سنجش نقد وجود ندارد.
وی در ادامه تاکید کرد: چنان سره از ناسره غیرقابل تشخیص است که نمی‌توان غوره را از مویز تفکیک کرد! هر کس که خاطره‌ای یا احساس و نظری درباره فیلم دارد خود را منتقد سینما می‌داند و کلیت نقد در حد یک سلیقه صرف شخصی تقلیل یافته است.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: البته سلیقه از لوازم و ماهیت نقد است و هیچ نقدی را نمی‌توان از سلیقه مبرا دانست. نقد فیلم شاخه‌ای از نقد هنری است و هنر یک ساحت زیباشناختی است که سلیقه در آن نقش مهمی دارد.این سلیقه اما یک شرط دارد و آن هم منطق است.
صائمی تصریح کرد: نقد یک نوع تاویل زیباشناختی است و مبتنی بر سلیقه اما این سلیقه باید ساختارمند بوده و منطق داشته باشد.اما متاسفانه آنچه که امروزه در نقد سینمایی به ویژه در سایت‌های سینمایی دیده می‌شود، یک نوع آشفتگی عجیب در نقدنویسی است که به هیچ اصول و معیاری وابسته نبوده و سلیقه هم در آن فاقد منطق زیباشناختی است.
این منتقد و روزنامه نگار در ادامه اظهار داشت: در سال‌های اخیر به واسطه توسعه برنامه‌های تلویزیونی در حوزه نقد از جمله تولید برنامه «هفت» موجب شد تا افکار عمومی به ویژه نسل جوان توجه بیشتری به این مقوله داشته باشد اما انگار بسط رسانه‌ای «نقد فیلم» موجب عوام زدگی نقد شده و آن را از یک امر تخصصی به یک مد و ژست اجتماعی بدل کرده است.
«سیدرضا صائمی» در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: یاد جمله معرف کارگردانی افتادم که می‌گفت همه مردم دنیا دو تا شغل دارند یکی شغل خودشان و دیگری منتقد سینما!. بر همین اساس معتقدم که جامعه منتقدان سینمایی باید به تمهیداتی برای انسجام و تشخص و هویت بخشی به این صنف بیاندیشند و خود نقد را هم نقد کنند که به قول شاعر نقدها را بُود آیا که عیاری گیرند.
 
 
* سلطان‌محمدی: منتقدان «فیلمساز» و دانشجویان سینما «منتقد» شده‌اند

«حسین سلطان‌محمدی» عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد اوضاع فعلی نقد در سینمای ایران، اظهار داشت: این‌روزها نقدفیلم در رسانه‌ها جدا از چند نشریه تخصصی -که معمولاً بعد از اتمام نمایش فیلم‌ها و پایان اکران آن به حوزه نقد وارد می‌شوند و مطالب منتقدان حرفه‌ای که بیشتر از بعد تخصصی نظیر: فیلمبرداری، مونتاژ، موسیقی، دیالوگ‌نویسی، بازیگردانی و ... را در برمی‌گیرد- در سایر رسانه‌ها چون به نیاز روزمره -و خیلی هم اندک به نیاز هفتگی- است، از کیفیت بالایی برخوردار نیست و بیشتر نظراتی سلیقه‌ای درباره محتوای آثار است. البته در هر دو گروه واژه‌سازی و استدلال‌تراشی به نفع  تمایلات شخصی نویسندگان نیز وجود دارد.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: در این نوشته‌ها، فارغ از هر ماهیت یک فیلم، بیشتر شخص منتقد دیده می‌شود که به بعضی آثار تمایل بیشتری نشان می‌دهد و نسبت به برخی آثار دیگر گرایش مخالف دارد و در این گیرودار، واژه نقد به کلمات عمومی و آنچه مخاطب عمدتاً روزنامه‌ای، تحول پیدا می‌کند.
سلطان‌محمدی تصریح کرد: این نوع نقدهایی که پاسخ روزمره را می‌دهند متاثر از فضاسازی‌های اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و رسانه‌ای است. امروزه در این پاسخگویی روزمره با منتقدان بسیاری مواجه‌ایم و کمیت نیز بر کیفیت غلبه آشکاری دارد.
این منتقد و روزنامه‌نگار در ادامه بیان داشت: خیلی از مطالب روزمره‌ای که ما مشاهده می‌کنیم، موضع دقیقی درباره فیلمی که دیده شده نیست و شاید مصرف خیلی از این جنس نقدها و نگارش آن‌ها، برای روز مبادایی همچون صدور کارت مطبوعات و رسانه‌های گروهی در جشنواره فیلم فجر توسط انجمن منتقدان باشد و نه چیز دیگر!
وی در ادامه به فارس، گفت: این گونه است که این منتقدان روزمره، هنگامی که در سالن رسانه‌های جشنواره فیلم فجر کنار هم می‌نشینند، همدیگر را کمتر می‌شناسند.
سلطان‌محمدی ادامه داد: هیچ نظارت کیفی و حرفه‌ای روی آثار این دست منتقدان وجود ندارد و همین باعث می‌شود کمتر سازنده اثری در سال‌های اخیر مقوله نقد را در رسانه‌ها جدی بگیرد و محافل نقد سینمای ما طی یکی دو سال اخیر، شاهد حضور تعدادی بسیار اندک از منتقدان قدیمی و حرفه‌ای باشد و از سویی گروه‌های فیلمسازی به پاسخگویی سوالات حاشیه‌ای مشغول شوند.
این منتقد در ادامه اظهار داشت: این روزها کمتر کسی روی فیلمنامه آثار نظر تخصصی می‌دهد، مقوله نقد موسیقی فیلم فراموش شده است، نقد بازیگری تنزل پیدا کرده و حتی در مباحث محتوایی نیز به دلیل ورود بسیار آسان نویسنده به رسانه،دچار کمبود دانش هستیم.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: این روزها کمتر کسی در مقوله نقد به نقد اثر، نقد مؤلف، نقد جریانات فیلمسازی، سبک‌های تصویری، شیوه‌های بازیگری و ... یا حتی ژانرها و زیرژانرها توجه می‌کند.
این منتقد در مورد راهکار بهبود این فضا نیز به فارس، گفت: ما نیازمند گسترش فضای تخصصی نقدفیلم هستیم. فضایی مثل برنامه سینمایی «هفت». فارغ از کمیت مسابقه پیامکی برنامه سینمایی «هفت»، شاید بتوان گفت بالای پانصد هزار نفر پای این برنامه می‌نشینند. پس این برنامه نیز باید سخت‌گیرتر و تخصصی‌تر وارد شود. این برنامه، نمونه موفقی است که توانسته تخصصی‌تر به مقوله نقد وارد شود و رو در رو نقدها را مطرح کند. نظر من این است که چنین فضاهایی باید بیش از این به وجود بیاید.
سلطان‌محمدی تصریح کرد: متاسفانه در فقدان نگاه حرفه‌ای و نظارت حرفه‌ای، انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران و دست اندرکاران نشریات تخصصی سینمایی همچون مجله فیلم، 24، صنعت سینما، دنیای تصویر و ... به جایی رسیده‌ایم که مدیریت دولتی سینما اقدام به پرورش منتقد کرده است و این نه از بابت مذموم دانستن اقدامات مدیریت سینمای کشور در پرورش منتقد حرفه‌ای، بلکه جهت هشدار به موجودیت حرفه‌ای محافل رسانه‌ای سینمایی کشور است.
این منتقد و روزنامه‌نگار در ادامه افزود: آنچه مدیریت دولتی سینمایی انجام داده است، آموزش نقد به دانشجویان رشته‌های سینمایی است که قرار است با دانش آکادمیک سینمایی حرفه‌ای کار بکنند اما چون هیچ چیز سر جای خودش نیست، آن‌ها به مقوله نقد آمده و دوره می‌بینند! و از آن سو، منتقدان ما به جای رشد و اثرگذاری در مقوله نقد، وارد عرصه‌های تولید شده‌اند و منتقدان زیادی را مشاهده می‌کنیم که یا در جایگاه مجری یک برنامه مشغول فعالیت هستند یا فیلم‌های مستند و کوتاه و بلند می‌سازند و یا به وادی سریال‌سازی افتاده‌اند.
این منتقد در ادامه بیان داشت: نقطه آرمانی، قرار گرفتن هر کدام از افراد سر جای خودشان است و حرف من این است که امروزه نه در نقد، و نه در سینمای ایران، نقطه آرمانی در این خصوص به صورت کامل موجود نیست و همین باعث بی‌نظمی در نقد فیلم شده است. البته سایر عرصه‌ها نیز به جای خود از این دیدگاه قابل نقد هستند.
«حسین سلطان‌محمدی» در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: امروزه بسیاری از منتقدان با سابق کمتر می‌نویسند و نوپاها خیلی بیشتر. شرایط آرمانی این است که به تدریج به آنجا برسیم که بیش‌تر از کمیت، به کیفیت نقد توجه شود.
 
* اخلاقی: نقد فیلم با جایگاه اصلی خود فاصله بسیار دارد

«علیرضا اخلاقی» منتقد سینما در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد جایگاه اوضاع فعلی نقد در سینما ایران، اظهار داشت: از نظر تعریف علمی نقد فیلم، خودش یک اثر هنری است به همین دلیل کسی که یک اثر هنری را نقد می‌کند به عنوان کسی که یک فیلم را خلق می‌کند در معرض داوری و قضاوت قرار می‌گیرد. بدین معنا که کسی که نقد را می‌خواند یا می‌شوند، در مورد آن منتقد صاحب عقیده می‌شود و از دیدگاهش اطلاع پیدا می‌کند.
وی در ادامه تاکید کرد: به همین دلیل است که ما باید به عنوان یک منتقد جایگاه واقعی خود را بشناسیم و در گام بعدی، از غرض‌ورزی در مورد نقد یک اثر هنری پرهیز کنیم.
دبیر فرهنگی هفته‌نامه «پهلوان» در دهه 70 تصریح کرد: منتقد باید دانش لازم برای اظهارنظر در در مورد موضوع را داشته باشد و توان خود را تا آنجا مصرف کند که حق مطلب هم در مورد یک اثر هنری رعایت شود. در این صورت است می‌توان با دقت هر چه بیشتر در آن اثر، نقاط ضعف و قوت را پیدا کرد.
این فیلم‌نامه‌نویس گفت: منتقد باید با روایت بی‌طرفانه و بدون غرض ورزی در خصوص یک اثر هنری به یاری سازنده بیاید و در کنار آن درک فیلم را برای مخاطب آسان‌تر کند.
این منتقد در ادامه به فارس گفت: هر کدام از این شرایط در نقد یک اثر هنری رعایت نشود، نقد ما را با نقص مواجه می‌کند، بنابراین دیدگاه و نظر آن کارشناس و منتقد شرایط کافی و منصفانه را ندارد و یک نقد شخصی محسوب می‌شود که کمکی به فیلم نکرده است.
این منتقد و روزنامه‌نگار در ادامه خاطرنشان کرد: این مورد تبلیغ نابه‌جا در مورد یک فیلم است در صورتی که هر عنصری به اندازه خود باید مورد واکاوی قرار بگیرد تا یک نقد درست باشد و مخاطب را از ارزش پنهان یک فیلم آگاه کند. در کنار آن، نقد باید به یاری سازنده اثر بیاید تا او بتواند در آثار بعدی خود عیب‌ها و ضعف‌ها را بپوشاند.
اخلاقی ادامه داد: در سال‌های دورتر منتقدان با درنظر گرفتن فاکتورهای و شرایط لازم که در بالا ذکر شد به اعتلای هر چه بهتر سینمای ایران کمک می‌کردند اما امروزه  نقد در سینمای ایران با جایگاه اصلی خود فاصله بسیار دارد.
وی در پایان این گفت‌وگو خاطرنشان کرد: شاید درد و غم نان و نداشتن اطلاعات کافی باعث شده تا عیب در نقدهای امروز به وضوح بیشتر دیده شود.
خبرگزاری فارس: منتقدان شرایط و اوضاع نقد را نامطلوب ارزیابی کردند
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390ساعت 10:12  توسط سعید مهر پور  | 

«غلامعباس فاضلی» مدیر مسئول سایت پرده سینما در گفت‌وگو با خبرنگار سینمایی فارس در مورد فیلم سینمایی «بدرود بغداد» ساخته مهدی نادری، اظهار داشت: «بدرود بغداد» یکی از پیشرو‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای ایران است.
وی در ادامه افزود: بدون شک هیچ فیلمی در دو یا سه دهه اخیر مانند «بدرود بغداد»، مرزهای سینمایی ایران را گسترش نداده است.
فاضلی تصریح کرد: کارکرد «بدرود بغداد» چه در نوع ساختار و چه در نوع روایت متکی بر تجربه‌های قبلی سینمای ایران نیست بلکه به نوعی سنگ بنای سینمای نو در سینمای ایران است.
این منتقد در ادامه به فارس، گفت: متأسفانه چیزی که در چند هفته اخیر به عنوان اکران این فیلم درخشان مطرح شده است فقط یک مفهوم مجازی است! چراکه اولاً این فیلم به صورت تک سئانس در یکی دو سینما به نمایش درآمده است و ثانیاً همان تک سئانس‌ها هم از برنامه سینماها حذف می‌شوند؛ چرا که سینمادارها به خاطر حد نصاب نرسیدن تماشگران سئانس از نمایش آن خودداری می‌کنند. در نتیجه در مواردی شاهد این بوده‌ایم که علاقمندان فیلم برای تماشای آن ناچار شده‌اند چند بلیت را با هم خریداری کنند!
وی در ادامه بیان داشت: شاید سینمادارها هم حق داشته باشند. چون تبلیغاتی برای این فیلم نشده است. چون آنها می‌دانند این فیلم مانند فرزند یتیمی است که هر طوری بخواهند، می‌توانند توی سرش بزنند و از واکنش سرپرست بچه در امان بمانند! راستی چه کسی متولی اکران «بدرود بغداد» است؟!
فاضلی افزود: این فیلم در جشنواره فیلم فجر مورد حمایت قرار نگرفت، در پخش جهانی نسبت به آن بی‌مهری شد و حالا هم بدون تبلیغات و حمایت مسئولین روانه اکران شده است. در حالی که اکران آن فقط بیشتر محدود به مکاتبات اداری روی کاغذ است نه روی پرده سینما. این فیلم خوب به علت این که پخش کننده جهانی نداشت، فرصت خوب خود را در اسکار نیز از دست داد و حالا وضعیت اکران فاجعه آمیزی نیز دارد.
فاضلی ادامه داد: مطمئن باشید «بدرود بغداد» به ارتقای دانش بصری سینمای ایران و بینندگانش کمک شایانی می‌کند. کارگردانی خلاقانه «مهدی نادری»، فیلمبرداری بی‌نظیر «تورج اصلانی» و بازی‌های بی‌نظیر «پانته آ بهرام» و «مصطفی زمانی»، و طراحی صحنه شگفت‌انگیز از نقاط مثبت این فیلم هستند.
 مدیر مسئول سایت پرده سینما در خاتمه گفت: به نظر می‌رسد در اختلافات اخیری که در یکی دو سال گذشته میان جامعه سینمایی ایران وجود دارد، در یک مورد همدلی پیدا شده و آن نابودی فیلم «بدرود بغداد» است. متأسفانه همه خواسته یا ناخواسته به یک وفاق جمعی رسیدند که این فیلم در مرحله اکران نابود شود. من از این بابت متاسفم و با این روند این فیلم به زودی از اکران کنار گذاشته می‌شود و فقط شرم و حسرتی برای تاریخ سینمای ایران باقی می‌ماند.
خبرگزاری فارس: «بدرود بغداد»؛ سنگ بنای سینمایی نوین در سینمای ایران
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 11:34  توسط سعید مهر پور  | 

در جریان جنگ تحمیلی نیروهای عراقی می‌کوشند تا به یک  جعبه حاوی اطلاعات مهم دست یابند. جعبه توسط کوسه عظیم الجثه‌ای بلعیده شده است.

رزمندگان ایرانی کوسه را از طریق امواج ارسالی جعبه ردیابی می‌کنند. آن‌ها برای دستیابی به جعبه  به سراغ یک شکارچی معروف کوسه - «زائرعلی» (جمشید آریا) -  می‌روند و او را با خود همراه می‌کنند.
«زائر علی» با همکاری رزمندگان و با تحمل مشقت فراوان کوسه را شکار می‌کند و مانع از دستیابی عراقی‌ها به جعبه می شود.

فیلم سینمایی «گلوگاه شیطان» یک اکشن جنگی خوش ساخت است که قصه اش شبیه هیچ یک از فیلم‌های ایرانی که تا کنون در زمینه دفاع مقدس ساخته شده ، نیست.
 بزنگاه‌های مختلف داستانی  فیلم سینمایی «گلوگاه شیطان» بگونه‌ای طرحریزی شده‌اند که در تمام لحظات، فیلم یک قدم جلوتر از بیننده باشد.
سکانس‌های حمله کوسه کاملاً باورپذیر از آب در آمده‌اند و تماشاگر را به اوج هیجان می‌رسانند.

سکانس‌های شعاری و کلیشه‌ای فیلم سینمایی «گلوگاه شیطان» سنخیتی با قصه ضد کلیشه‌اش ندارند و چه خوب بود که این صحنه‌ها را از فیلم بیرون می‌کشیدند.
فیلم از این پتانسیل برخورداراست که با یک تبلیغات از پیش برنامه‌ریزی شده در فصل مناسب اکران به فروش بالایی دست یابد.نام اولیه فیلم «عملیات سکوت» بود.
 
----------------------------------------
نویسنده : شهرام خرازی‌ها
 منتقد و نویسنده سینما
--------------------------------------

خبرگزاری فارس: «گلوگاه شیطان»؛ یک اکشن جنگی خوش ساخت
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم آذر 1390ساعت 11:34  توسط سعید مهر پور  | 

و این یادداشت بهانه‌ای‌ است برای همراهی با همه سینما دوستانی که شیرینی سینمای ملی را پس از مدت‌ها با فیلم سینمایی «یه حبه قند» تجربه کردند و... 
 «یه حبه قند»، جریان زندگی ایرانی بر پرده سینماست، جریان زندگی نسل‌های مختلف است، از جنین و نوزاد تا میانسال و کهنسال.
وقتی فیلم با شستن فرش روی پشت بام شهری سنتی مانند یزد آغاز می‌شود، باید گفت اینجا ایران است و ما با یک فیلم تمام ایرانی رو به رو هستیم. و این اوج بی‌انصافی است که برخی‌ها، این فیلم را فیلمی «غیر ایرانی» می پندارند.
«یه  حبه قند» ، فیلم میزانسن است و قند، قندی که هم برای رقص و پایکوبی بجای شکلات کاربرد پیدا می‌کند هم برای اینکه بفهمیم زن دایی زنده است یا مرده و هم برای اینکه پسر شدن یا دختر شدن جنین را حدس بزنیم.
و همین قند است که برای تفریحی کودکانه بدست دایی پیر قصه پرتاب می‌شود و مرگ را برای او به ارمغان می آورد.
«یه حبه قند»،  برشی از زندگی است و زندگی چیزی نیست جز همزمانی «عُسر و یُسر"» و «خنده و گریه»،
همزمانی مصیبت مرگ و تابوت تا کتاب قصه خواندن بچه‌ها در حال و هوای کودکی خود، همزمانی گریه و خنده دو نوزاد دوقلو و همزمانی «مرگ و زندگی» در جلوه استفاده از تابوت برای جابجایی مواد غذاییو یا حتی همزمانی حضور غیرقابل تصور مخاطبان در سینماها برای دیدن فیلم تا بُغض و لجبازی بچه‌گانه داوران جشنواره با این فیلم و حرف‌های غیر قابل فهم و بی‌انصافانه برخی همکاران نویسنده و منتقد.
مگر می‌شود فیلمی قصه نداشته باشد و میلیاردی بفروشد؟
مگر می‌شود کارگردانی «سید رضای میرکریمی » عزیز و دوست داشتنی و در عین حال حرفه‌ای و فیلم‌برداری «حمید خضوعی ابیانه» کار بلد را در این فیلم نادیده گرفت؟ ... بگذریم. 
«یه حبه قند» با روایت شیرین خود حتی به تعلیمات دینی هم با نگرشی سینمایی می‌نگرد تا مفاهیمی مانند: «اهمیت نماز»، «خمس و زکات»، «شب اول قبر»، «تلقی بچه‌ها از مرگ»، «گفت‌و گو با نَفْس»، «استفاده درست از تعبیر «لایکلّف الله نفسا الّا وسعها» ، همزمانی تصویری آن با کاسه  آش و مانند آن در بستر روایت شیرین قصه برای مخاطب بازگو شود بی‌آنکه در دام شعار بغلتد.
«یه حبه قند»، سکانس برتر ندارد چرا که فیلمی یکدست است و وقت تلف نمی‌کند، اما سکانس «ریختن املت روی چادر پسند» در کنار  سکانس «حفظ کردن نماز میت توسط حاج ناصر و گریه او» فراموش نشدنی است.
سه فصل اسلوموشن فیلم هم بسان تنفسی برای مخاطب عمل می‌کند تا در شلوغی میزانسن‌های بدیع و حساب شده، نفسی چاق کند و با ادامه داستان همراه شود و این یک فرم و نوآوری در سینمای ایران تلقی می شود.
«یه حبه قند»، عروسی خاطره‌هاست در فضای دلنشین شهر بادگیرها، بادگیرهایی که بسان میکروفون مرگ و زندگی را برای مخاطبان اعلام می‌دارد تا در کوران زندگی، از مرگ غافل نباشند و در مرگ، زندگی کردن را فراموش نکنند.
«یه حبه قند»، عروسی رنگ‌هاست تا جائیکه نام فیلم در ابتدای تیتراژ هم رنگ حساب شده‌ای دارد و فضای رنگ بندی در فیلم  حتی از یک لوح فشرده و رنگ‌بندی طرح روی آن تا کاور رادیوی دایی و گردش چراغ‌های رنگی روی آن نیز غافل نیست.
«یه حبه قند»، نمایش سینمای اخلاق بر پرده سینماست و البته مواردی مثل عصبانیت دایی یا برخی پلان‌های محدود دیگر در این نگرش می‌توانست طور دیگری باشد.
«یه حبه قند»، تاویل و تفسیر تصویری آیات شریفه  39 تا 45 سوره مبارکه نجم است  و  «یه حبه قند» جریان زندگی ایرانی بر پرده  سینماست.

-------------------------------------------------------------
نویسنده: حسن شیخ‌حائری
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمای ایران
------------------------------------------------------------
خبرگزاری فارس: عروسی رنگ‌ها و خاطره‌ها در شیرینی «یه حبه قند»
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 11:24  توسط سعید مهر پور  | 

aksdoni Jalalpic funpatugh com%20(10) عکسهای نشست نقد و بررسی سریال نوروزی پایتخت
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم آذر 1390ساعت 8:59  توسط سعید مهر پور  | 

همسر «پیمان» (رامین راستاد) هنگام زایمان در بیمارستان می‌میرد. «پیمان»، دکتر «ساسان زرین» ( امین تارخ ) را مقصر این فاجعه می‌داند.
 او به مطب دکتر «زرین» رفته  و وی را تهدید به قتل می‌کند. متعاقبا «بهارک» (نیکی نصیریان)، دختر دکتر «زرین»نیز ناپدید می‌شود.
 تحقیقات پلیس ( فرامرز قریبیان ) به جایی نمی‌رسد. چندی بعد جسد «بهارک» پیدا می‌شود . دکتر بر این باور است که دخترش قربانی کینه و انتقام  «پیمان» شده است به همین خاطر  پیمان را ربوده و شکنجه کرده و در نهایت می‌کشد. در انتها دکتر «زرین» در می‌یابد مرگ  «بهارک» در جریان یک دزدی اتومبیل توسط دوخیابانگرد – «داوود» (فریدالدین سماواتی) و «مهناز» (شقایق فراهانی) - رقم خورده و «پیمان» بی‌گناه بوده است اما دیگر پشیمانی سودی ندارد و...
فیلمنامه «باغ قرمز» ترکیبی است از چند سوژه مجزا – مرگ همسر «پیمان»، ناپدید شدن «بهارک»، پرسه زنی‌ها و سرقت‌های «داوود» و «مهناز»، انتقام گیری دکتر «زرین» و... -  که «کاملا» جدا از هم روایت می‌شوند و قرار است در نهایت به هم پیوند بخورند.
 بزرگ‌ترین ضعف فیلم از همین ساختار ضد کلیشه سناریو ناشی می‌شود. کار با داستان‌ها وداستانک‌های پراکنده وبه ظاهر بی‌ارتباط با هم فی النفسه اشکالی ندارد این میان آن چه مهم است در هم تنیدگی تدریجی یا یکباره این سوژه‌های متعدد است به گونه‌ای که مخاطب در پایان بتواند ارتباط منطقی دراماتیکی بین آنچه که از خالق اثر دریافت نموده، برقرار کند.
 سوژه‌های پراکنده «باغ قرمز» بسیار دیر در پرده انتهایی والبته بسیار ناقص به هم متصل می‌شوند در نتیجه تماشاگر در پایان خسته و دلزده بر جا می‌ماند حتی ممکن است جایی در میانه فیلم به علت آن که نمی‌تواند بین قصه‌های مختلف «باغ قرمز» ارتباطی بیاید، سالن نمایش را ترک کند.
 پراکندگی و گسست مضامین مختلف به ریتم فیلم نیز لطمه وارد کرده است به گونه‌ای که نمی‌توان منطق مشخصی برای ضربآهنگ بسیار متغیر «باغ قرمز» جستجو کرد؛ فیلم خیلی سریع مخاطبش را به وسط ماجرا پرت می‌کند با ورود پلیس‌ها قصه به جای آن که سرعت بگیرد از ریتم می‌افتد!؟؟
سپس اوج و فرودهای بی‌منطق بر فیلم سایه می‌افکنند سرانجام در پرده آخر کلی حادثه غیرمترقبه با شتابی قابل ملاحظه یکی پس از دیگری جلوی چشم تماشاگر ردیف می‌شوند تا فیلم در اوج پایان پذیرد.
پریچهر سهیلی - سناریست «باغ قرمز» - کاراکترهای خود را از بین سه طبقه اقتصادی مرفه (دکتر زرین و همسرش) ، متوسط (پیمان و همسرش)  و فرودست (داوود و مهناز) برگزیده و در انتها این گونه نتیجه گیری کرده است که زندگی آدم‌های متعلق به طبقات فرادست و فرودست سرشار از تنش است و عاقبت خوشی ندارد و سعادت واقعی از آن طبقه متوسط است ؛ سعادتی که به دست طبقات دیگر در معرض تهدید قرار گرفته و گاه از هم می‌پاشد ( مرگ پیمان و همسرش).
« داوود» و «مهناز» وتا حدودی «پیمان» و «بهارک» جذاب‌ترین شخصیت‌های «باغ قرمز»  محسوب می‌گردند و قابل تعقیب‌ترین ماجرای فیلم نیز به آن‌ها مربوط می‌شود، بقیه آدم‌ها  از حد تیپ فراتر نمی‌روند و سمپاتی تماشاگر را بر نمی‌انگیزند.
«امیر سمواتی» در نخستین ساخته‌اش رویکرد نه چندان کاملی به سینمای اجتماعی داشته است. او در«باغ قرمز» از طریق دوشخصیت «داوود» و«مهناز» به «فرهنگ پرسه» و«پرسه زن ها» نزدیک شده اما متأسفانه در تبیین ، تحلیل و به تصویر کشیدن این فرهنگ و آدم‌هایش در میانه راه از پیشروی باز مانده است. بزرگ‌تر بودن «مهناز» از «داوود» ، زندگی پارازیتی –انگل‌وار - «داوود» و نیاز مالی «داوود» به «مهناز» اشاره‌ای است نیشدار به دگرگونی معیارهای ازدواج و تعویض جای پسر/داماد با دختر/عروس در سال‌های اخیر.
  منحنی کشش سناریوی «باغ قرمز» در تمام صحنه‌هایی که «داوود» یا «مهناز» حضور دارند به اوج می‌رسد و در مابقی صحنه‌ها دچار افت ناگهانی می‌شود.
«امیر سمواتی» به یمن بازی خوب «شقایق فراهانی» و «فریدالدین سمواتی »و موسیقی شبه وسترن «عبدی بهروان‌فر» در ترسیم دنیای سرشار از بیهودگی و اتلاف وقت پرسه زن‌های پایتخت موفق است. ترانه فیلم به خوبی ولنگاری ، عصیان و اضمحلال رفتاری یک نسل که توسط «داوود» و «مهناز» نمایندگی می‌شود را بازتاب می‌دهد و ترجمان صوتی مناسبی است برای عواطف و احساسات کاراکترها.
طنز ظریف نهفته در رفتار و دیالوگ‌های «داوود» و «مهناز» که با کمی بی‌دقتی می‌توانست به هرز رود، تلخی‌توی چشم زننده حاکم بر زندگی «پیمان» پس از مرگ همسرش و زندگی نابسامان دکتر «زرین» پس از مفقودالاثر شدن دخترش را تعدیل کرده است.
 اگر چه فیلم در گره افکنی و ارائه یک ماجرای جنایی – معمای مفقود الاثر شدن دختر دکتر «زرین»، در مظان اتهام قرار گرفتن «المیرا» و «بهزاد»، کشف جسد «بهارک»، تشدید بیماری دختر بچه و...-  تابع کلیشه‌ها است اما در حیطه شخصیت‌پردازی و خلق تیپ‌های مختلف آشکارا از کلیشه‌ها فاصله گرفته است مثلاً دلسوزی پدرانه و عشق مفرط دکتر «زرین» به دخترش را بگذارید کنار خشونت بی‌حد و حصری که نسبت به «پیمان» اعمال می‌کند یا آن صحنه که «داوود» و «مهناز» به این نتیجه می‌رسند که «بهارک» را به قیمت گرفتار شدن به یک مرکز درمانی برسانند. صرف نظر از زوج غریب «داوود» و«مهناز»،  تیپ/شخصیت دکتر «زرین» به وضوح پیش فرض‌های تماشاگر را در هم می‌ریزد. او بر خلاف پزشکان روپوش سفید مقدس مآب، عصا قورت داده و مبادی آداب فیلم‌های ایرانی یک پزشک بسیار خشن سادیستیک – دیگرآزار – و شکنجه‌گراست که حتی از کشتن همسر یکی از بیمارانش هم ابایی ندارد!
«المیرا» نیز به عنوان نامادری رفتار غیرقابل حدسی دارد. این آدم های پیش بینی ناپذیر فیلم را جذاب می‌کنند و باعث می‌شوند تا از کنار «باغ قرمز» به عنوان یک اثر تجاری صرف نگذریم.
  «فرامرز قریبیان» و «امین تارخ» هر یک برای چندمین باربه ترتیب در نقش پلیس و پزشک ظاهر شده‌اند بی‌آنکه زهر تکرار را از بازی خود بستانند و چیز تازه‌ای به نقش اضافه کنند. «شقایق فراهانی» در رل زنی سرگردان کاملا پذیرفتنی است و با وجود محدودیت‌هایی که این گونه نقش‌ها در سینمای ایران دارند ، توانسته همچون «محاکمه در خیابان» (مسعود کیمیایی) یک نقش بظاهر کم اهمیت را در فیلمی متوسط  احیاء نموده وارتقاء بخشد.
«باغ قرمز» به لحاظ ساختار بصری ، فرم روایت و تا حدودی تیپ‌سازی و شخصیت‌پردازی آنقدر امیدوار کننده است که منتظر  ساخته بعدی  امیر سمواتی بمانیم؛ فکر می‌کنم آن‌ها که فیلم را دیده‌اند با نظر من برای این انتظار موافق باشند.
 
--------------------------------------
نویسنده: شهرام خرازی‌ها
منتقد سینما
-------------------------------------
 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آذر 1390ساعت 10:6  توسط سعید مهر پور  |